Samstag, 8. November 2008

برگرفته از گفت و گوي محمد صادقي و عليرضا افشاري با استاد فريدون جنيدي-روزنامه اعتماد، 22/2/1387


... در اين‌باره مي‌توان به داستان ساخت طاق كسرا هم اشاره كرد كه در حقيقت نخستين مسابقه معماري جهان بوده است. در آن زمان وقتي معمار، ديوار كاخ كسرا را ساخت به خسرو پرويز مي‌گويد: به من اجازه دهيد تا ديوار بنشيند، بعد من كار را دنبال كنم. خسرو كه شتاب داشت و مي‌خواست زودتر از آن كاخ بهره‌برداري كند، گفت بيشتر از 15 روز يا يك ماه فرصت نداريد، و بعد بايد آن را بسازيد. معمار مي‌گويد پس شما با من يك استوار (امين) همراه كنيد كه ديوار را اندازه بگيرد و پس از اندازه‌گيري رسن آن را در حقه‌يي كه به زبان «راجي دليجان» به معني جعبه است، گذاشته و آن را در گنج‌خانه شاهنشاه گذاشتند. و بعد معمار گريخت و هر چه به دنبالش گشتند او را نيافتند و كار به جايي رسيد كه همه همشهريانش را به زندان انداختند و سپس به هر كاريگر (معمار) كه مي‌گفتند طاق را بزند با ديدن بلنداي عظيم كاخ سر باز مي‌زد. توجه كنيد كه اين طاق، بلندترين و گشاده‌ترين طاق جهان است. بعد از سه سال معمار بازگشت ... او را نزد خسرو پرويز بردند. پادشاه گفت: اي اهريمن چرا گريختن و رفتن؟ معمار پاسخ گفت كه از شما مي‌خواهم رسني كه با آن ديوار را اندازه گرفيتم و شخصي كه معتمدتان بود فراخوانيد تا دوباره ديوار را اندازه‌گيري كنيم. سه رش كم آوردند - هر رش نيم گز است – يعني ديوار يك متر و نيم نشست داشت. و گفت: اگر من طاق را مي‌زدم ..
نه ايوان ماندي، نه طاق و نگار
نه من ماندي بر در شهريار

Keine Kommentare:

Powered By Blogger