آری، امروز یکی از چهارشنبههای اسفند ماه است. اسفندی از یکی از این سالها که مثل برق و بد میایند و میروند. سالهایی با زمستانی برفی و یا خشک و بی برف. سالهایی خوب و بد خوش و ناخوش تلخ و شیرین. روز چهارشنبه ای از ماه اسفند که طبقه معمول همهٔ روزی آن همه منتظر بهارند.به انتظار آن گل کوچک ترد و نازک در یک صبح سحر پس از خوابی طولانی و زمستانی که سالهای سال وعدههایش را به باغچههایمان داده بودیم.
گلی که باغچه سرما زده خانه مان را روشن و تازه میکند. نکند امسال آن گلک ترد و نازک زیر بارش برف پاک و سفید بماند و نتواند سر در بیاورد.
اگر خواستی ۷ سین تان را روی این برف بچینید مواظب آن گلک ترد و نازک هر ساله هم باشید و آینه ۷ سینتان را درست روبروی آن بکارید تا آن گلک ترد و نازک دوتا،۳تا و چند هزارتا و همیشگی شود.و آن گاه در آینه تان بخندید تا لبانتان همیشه خندان باشد. در این بهار و در همهٔ بهارهای در راه...
بهارتان مبارک

Keine Kommentare:
Kommentar veröffentlichen