Samstag, 11. Juli 2009

زيبا است


زيبا هوای حوصله ابری است چشمی از عشق ببخشايم بشويد تا رودِ آفتاب دلتنگی مرا
زيبا زيبا هنوز عشق در حول و حوش چشم تو می‌چرخد از من مگير چشم دست مرا بگير و کوچه‌های محبت را با من بگرد يادم بده چگونه بخوانم تا عشق در تمامی دلها معنا شود يادم بده چگونه نگاهت کنم که تردی بالايت در تندبادِ عشق نلرزد
زيبا آنگونه عاشقم که حرمتِ مجنون را احساس می‌کنم نيستان را آنگونه عاشقم که يکجا هوای زمزمه دارم آنگونه عاشقم - که هر نفسم شعر است
زيبا چشم تو شعر چشم تو شاعر است من دزدِ شعرهای چشمِ تو هستم
زيبا زيبا کنارِ حوصله‌ام بنشين بنشين مرا به شطِ غزل بنشان مرا به منظره‌ی عشق بنشان بنشان مرا به منظره‌ی باران بنشان مرا به منظره‌ی رويش من سبز می‌شوم
زيبا زيبا ستاره‌های کلامت را - در لحظه‌های ساکتِ عاشق ببار بر من بر من ببار تا که برويم بهاروار چشم از تو بود و عشق بچرخانم بر حولِ اين مدار
زيبا زيبا تمام حرف دلم اين است من عشق را به نام تو آغاز کرده‌ام
هرکجای عشق که هستی
آغاز کن مرا

Keine Kommentare:

Powered By Blogger