Montag, 26. Oktober 2009

خوب شد کریستوفر کلمبومجرد بود

دوشنبه گذشته سالروز کشف قاره امریکابود اگر کریستوفر کلمبو ازدواج کرده بود٬ممکن بود هیچگاه قاره امریکا را کشفنکند٬ چون بجای برنامه ریزی و تمرکز درمورد یک چنین سفر ماجراجویانه ای٬ بایدوقتش را به جواب دادن به همسرش٬ در موردسوالات ذیل می گذراند:
کجا داری میری؟با کی؟واسه چی؟چطوری دارین می رین؟کشف چی؟چرا فقط تو؟تا تو برگردی من چیکار کنم؟!می تونم منم باهات بیام؟!کِی برمی گردی؟برای شام خونه ای دیگه؟!واسم چی میاری؟تو عمدا این برنامه رو بدون من ریختی٬اینطور نیست؟! جواب منو بده؟من می خوام برم خونه مامانم! من می خوام تو منو اونجا برسونی!دیگه هیچوقت به این خونه برنمی گردم!منظورت چیه "اوکی"؟! چرا جلوم رو نمی گیری؟!من اصلا نمی فهمم این کشف درباره چی هست؟تو همیشه اینجوری رفتار می کنی!آخرین بار هم همین کار رو کردی!می بینم این روزها داری یه کارهایی میکنی!من هنوز نمی فهمم٬ مگه چیز دیگه اییهم برای کشف کردن مونده! ظاهرا در مورد این یک موضوع٬ تمامفرهنگها به طرز وحشتناکی با هم وجه مشترکدارند.
در ضمن٬ خوب شد کریستوفر کلمبومجرد بود!

Keine Kommentare:

Powered By Blogger