Mittwoch, 2. Dezember 2009

برف


برف، برف و باز هم برف یاد روزهایی می افتم که در گرگ و میش سحر، از خانه بیرون می زدم تا به موقع سر قرار حاضر شوم. چند نفر می شدیم؟من با بهترینی که او را می‌شه دوست خطاب کرد و فقط او منو شناخت در دوستی‌. اسمش محفوظ بماند که مبادا کسی‌ این دوست قدیمی را هم نتواند به من ببیند و از من بگیرد. پای کوه که می رسیدیم، گاهی برف تا سر زانو هم می رسید. چه بهتر. در همان قدمهای اول سوز سرما به فراموشی سپرده می شد و پژواک خنده ها و تعریف کردنی ها کوه را به لرزه در می آورد. موقع برگشتن، فقط صدای نفس نفس های خودمان و ناله فشرده شدن برف در زیر پوتین ها مان را می شنیدیم. گفتنی ها تمام شده بودند. شوخی ها و خنده ها ته کشیده بودند. هرکسی، شاید، در فکر لحظه رسیدن به خانه و سماور در حال جوش و دوش آب گرم بود

از خیابان برفی عبور می کنم. در روشنایی چراغ انبوه برف را می بینم که رقص کنان فرود می آیند. در فکر لحظه رسیدن به خانه هستم. چندسال است که چراغ خانه را هرشب خودم روشن کنم؟ نمی دانم. به خاطر نمی آورم. برف سنگین، سرمای سخت و دست اندوهناکی که در پی یافتن کلید در جیب هایم می گردد و می داند که پشت در تاریک است، سماوری در کار نیست. و دوش آب داغ هم بر سرمای زمهریری درون غلبه نمی کند.

الهام، وین.آذر ۱۳۸۸

4 Kommentare:

شاپرک hat gesagt…

nabinam ghamgin bashi doostam. bia inja bazam mirim dadar o ina.
midooni chieh? fekr mikonam tanha boodan digeh basseha... elhami ma cheghadr mikhaim zendegi konim keh to bekhay ta abad too oonja bemooni akheh? aghalan kooch kon be jaye garm. be jayee keh mardomesh ham garmtaran. man ba oon tajrobeye mozakhrafam digeh az sarma bizaaaaaaaaaaram. movazebe khodet bash.

الهام hat gesagt…

duste nazaninam be zudi miyam
mirim barf bazi !

Anonym hat gesagt…

salam

az sare etefagh webe to didam

khili khoshhal shodam
va didam ke che ghalame khoobi dari
zaheran inran nisti ke albate baese khoshhaliye
chon inja hichi vasat nemimoond
na delo dameghe neveshtan va na ...
vel kon va bebakhsh
in rooza ta yekio mibinam saree dar del mikonam

tu bebakhsh
ta baad
heeva

الهام hat gesagt…

khoshhalam ke az sare etefag weblogam didid khanum ya agaye noname
mozu deltangi nist ya 2 hawae budan. salhast ke midunam chi mikham va salhast ke 2 hawae nistam
mohem nist ke kojay e jahan bashi be gole agaye nader ebrahimi:
عشق به خدا ضرورت است. عشق به ديگري حادثه است. عشق به وطن تركيبي است از ضرورت و حادثه
mamnon az lotefetun ke in safara khandid
bedrud

Powered By Blogger