Mittwoch, 3. Februar 2010

قصه‌ای کوتاه


پسرک قرص ماه را از شط شب می گیرد، با مشتی ستاره که از بیشه زار آسمان چیده است، تزیین می کند و با لبخندی آشتی جویانه جلوی دخترک می گیرددخترک عصبانی ست.. زیر دست پسرک می زند و ماه و ستاره ها در آسمان پراکئده می شوندمردم به شادی و پایکوبی می پردازند زیرا که آسمان ستاره باران است پسرک های های گریه می کند و تصویر ستاره ها را در اشک هایش می شوید

1 Kommentar:

Anonym hat gesagt…

avalin bar e barat comment mizaram?
didam nazaram nemishe!
bavaresh hanooz ham baraye man sakhteh ke belakhareh minevisi va khoob minevisi, tabrik migam khanoom jaan!

manam beram yeki diga ro peyda konam barash enshaa benevisam!
x

Powered By Blogger