
Donnerstag, 19. März 2009
یادی از علی حاتمی و نوروز...روحش شاد

قاب و قدح مرغی ، گلدون دست دلبر، لاله ، بنفشه ، نرگس، سنبل، بته جغه، بوته، شب چهارشنبه آخر سال . فریاد شادی لیلای تازه زبان باز كرده : زردی ِ تو از من ، سرخی من از تو ؛ به جای سرخی تو از من زردی من از تو. زمزمه گلنراقی از گرامافون تپاز: بهار ما گذشته، گذشتهها گذشته. اذان موذنزاده اردبیلی، مایه بیات ترك. غرش توپ تحویل سال؛ نوروز ١٣٤٩. صدای حسن كچل: غروبا وقتی آب فوارهها وا میشدن، ماهیهای قرمز یك وجبی، به بلندی آب فوارهها میپریدن. در گوش سالمم كه از لیزر بیامان زبانش در امان بود ، راشد از رادیوی آندریای خانه مادری: یا مقلب القلوب و الابصار .یا مدبراللیل و النهار ... صدای ماندگار بنان: بهار بود و تو بودی و عشق بود و امید
Mittwoch, 18. März 2009
مبارک بادت این سال و همه سال همایون بادت این روز و همه روز

نصیحتی کنمت، بشنو و بهانه مگیر
هرآنچه ناصح مشفق بگویدت بپذیر
......
تا حالا عادت داشتید اشیاء بی مصرف رو انبار کنید؟ و فکر کنید یه روزی – کی میدونه چه وقت – شاید به دردتون بخوره؟
تا حالا شده که پول هاتون رو جمع کنین و به خاطر اینکه فکر می کنید در آینده شاید بهش محتاج بشین، خرجش نکنید؟
تا حالا شده که لباسهاتون، کفشهاتون، لوازم منزل و آشپزخونتون و چیزای دیگه رو که حتی یکبار هم از اونا استفاده نکردین، انبار کنید؟
درون خودت چی؟ تا حالا شده که خاطره ی سرزنش ها، خشم ها، ترس ها و چیزای دیگه رو به خاطر بسپاری؟
دیگه نکن! تو داری بر خلاف مسیر کمال خودت حرکت می کنی!
باید جا باز کنی ... ، یه فضای خالی تا اجازه بدی چیزای تازه به زندگیت وارد بشه.
باید خودتو از شر چیزای بی مصرفی که در تو و زندگیت هستن خلاص کنی تا کامیابی به زندگیت وارد بشه.
قدرت این تهی بودن در اینه که هر چی که آرزوش رو داشتی ، جذب می کنه.
تا وقتی که در جسم و روح خودت احساسات بی فایده رو نگهداری، نمی تونی جای خالی برای موقعیت های تازه بوجود بیاری.
خوبیها باید در چرخش باشن ....
کشوها، قفسه ها، اتاق کار و گاراژ رو تمیز کن.
هر چیزی رو که دیگه لازم نداری بنداز دور ...
میل به نگهداشتن چیزای بی مصرف، زندگی رو پر پیچ و تاب می کنه.
این اشیاء نیستن که چرخ زندگی تو رو به حرکت در میارن ....
به جای نگهداشتن ...
وقتی انبار می کنیم، احتمال خواستن رو تصور می کنیم ، احتمال تنگدستی رو ...
فکر می کنیم که فردا شاید لازم بشن و نمی تونیم دوباره اونا رو فراهم کنیم ...
با این فکر تو دو تا پیغام به مغزت و زندگیت می فرصتی :
که به فردا اعتماد نداری ...
و اینکه تو شایسته چیزای خوب و تازه نیستی
به همین دلیل با انبار کردن چیزای بی مصرف خودتو سر پا نگه می داری
برقص, چنانکه گویی کسی تو را نمی بیند
عشق بورز, چنانکه گویی هرگز آزرده نشده ای
بخوان, چنانکه گویی کسی تو را نمی شنود
زندگی کن, چنانکه گویی بهشت روی زمین است
خودت رو از قید هرچه رنگ و روشنایی باخته، برهان
بذار نو به زندگیت وارد بشه
و خودت ...
به همین دلیل بعد از خوندن این مطلب ...
نگهش ندار ...
به دیگران بده ....
امید که صلح و کامیابی برات به ارمغان بیاره
آمین
مبارک بادت این سال و همه سال همایون بادت این روز و همه روز
Dienstag, 17. März 2009
کولين مک کارتي (Collin McCarty) صبور باش
صبور باش آن زمان که روزهای تو ره بدانجا نمي برند که بايد وقتي که حجاب ابرهای انبوه، آسمان را نهان مي دارد و راه که بر آن گام نهاده ای دشوار مي گردد و ناهموار باری، صبور باش. و چون آنچه که بر آن مي کوشي بر نمي دهد آن هنگام که گرفتگي پيشاني بر گشادگي لب فزوني مي يابد و آن لحظه که مي پنداری همه چيز فرو مي پاشد آری، صبور باش. نوميدی اگر گاه به دل نشيند، چه باک دست از طلب نبايد داشت که خورشيد همواره در آسمان است، پيوسته در جايي مي درخشد. دست فراز آر، به جان بکوش پرده های ابر بدر و پيوسته به خاطر نگهدار: هر روز به تمامي فرصتي ديگر است. تنها بردباری پيشه کن به اطمينان که بخت همواره يار تو خواهد بود
Sonntag, 15. März 2009
تنها خود ما هستیم که مانع پیشرفت خود میشویم

یکروز وقتى کارمندان به اداره رسیدند، اطلاعیه بزرگى را در تابلوى اعلانات دیدند که روى آن نوشته شده بود:
دیروز فردى که مانع پیشرفت شما در این اداره بود درگذشت. شما را به شرکت در مراسم تشییع جنازه که ساعت ١٠ در سالن اجتماعات برگزار مىشود دعوت مىکنیم.»
در ابتدا، همه از دریافت خبر مرگ یکى از همکارانشان ناراحت مىشدند امّا پس از مدتى، کنجکاو مىشدند که بدانند کسى که مانع پیشرفت آنها در اداره مىشده که بوده است.
این کنجکاوى، تقریباً تمام کارمندان را ساعت١٠ به سالن اجتماعات کشاند. رفته رفته که جمعیت زیاد مىشد هیجان هم بالا مىرفت. همه پیش خود فکر مىکردند: «این فرد چه کسى بود که مانع پیشرفت ما در اداره بود؟ به هر حال خوب شد که مرد!»
کارمندان در صفى قرار گرفتند و یکى یکى نزدیک تابوت مىرفتند و وقتى به درون تابوت نگاه مىکردند ناگهان خشکشان مىزد و زبانشان بند مىآمد.
آینهاى درون تابوت قرار داده شده بود و هر کس به درون تابوت نگاه مىکرد، تصویر خود را مىدید. نوشتهاى نیز بدین مضمون در کنار آینه بود:
«تنها یک نفر وجود دارد که مىتواند مانع رشد شما شود و او هم کسى نیست جزء خود شما. شما تنها کسى هستید که مىتوانید زندگىتان را متحوّل کنید. شما تنها کسى هستید که مىتوانید بر روى شادىها، تصورات و موفقیتهایتان اثر گذار باشید. شما تنها کسى هستید که مىتوانید به خودتان کمک کنید.
زندگى شما وقتى که رئیستان، دوستانتان، والدینتان، شریک زندگىتان یا محل کارتان تغییر مىکند، دستخوش تغییر نمىشود. زندگى شما تنها فقط وقتى تغییر مىکند که شما تغییر کنید، باورهاى محدود کننده خود را کنار بگذارید و باور کنید که شما تنها کسى هستید که مسئول زندگى خودتان مىباشید.
مهمترین رابطهاى که در زندگى مىتوانید داشته باشید، رابطه با خودتان است.
خودتان را امتحان کنید. مواظب خودتان باشید. از مشکلات، غیرممکنها و چیزهاى از دست داده نهراسید. خودتان و واقعیتهاى زندگى خودتان را بسازید.
دنیا مثل آینه است. انعکاس افکارى که فرد قویاً به آنها اعتقاد دارد را به او باز مىگرداند. تفاوتها در روش نگاه کردن به زندگى است
دیروز فردى که مانع پیشرفت شما در این اداره بود درگذشت. شما را به شرکت در مراسم تشییع جنازه که ساعت ١٠ در سالن اجتماعات برگزار مىشود دعوت مىکنیم.»
در ابتدا، همه از دریافت خبر مرگ یکى از همکارانشان ناراحت مىشدند امّا پس از مدتى، کنجکاو مىشدند که بدانند کسى که مانع پیشرفت آنها در اداره مىشده که بوده است.
این کنجکاوى، تقریباً تمام کارمندان را ساعت١٠ به سالن اجتماعات کشاند. رفته رفته که جمعیت زیاد مىشد هیجان هم بالا مىرفت. همه پیش خود فکر مىکردند: «این فرد چه کسى بود که مانع پیشرفت ما در اداره بود؟ به هر حال خوب شد که مرد!»
کارمندان در صفى قرار گرفتند و یکى یکى نزدیک تابوت مىرفتند و وقتى به درون تابوت نگاه مىکردند ناگهان خشکشان مىزد و زبانشان بند مىآمد.
آینهاى درون تابوت قرار داده شده بود و هر کس به درون تابوت نگاه مىکرد، تصویر خود را مىدید. نوشتهاى نیز بدین مضمون در کنار آینه بود:
«تنها یک نفر وجود دارد که مىتواند مانع رشد شما شود و او هم کسى نیست جزء خود شما. شما تنها کسى هستید که مىتوانید زندگىتان را متحوّل کنید. شما تنها کسى هستید که مىتوانید بر روى شادىها، تصورات و موفقیتهایتان اثر گذار باشید. شما تنها کسى هستید که مىتوانید به خودتان کمک کنید.
زندگى شما وقتى که رئیستان، دوستانتان، والدینتان، شریک زندگىتان یا محل کارتان تغییر مىکند، دستخوش تغییر نمىشود. زندگى شما تنها فقط وقتى تغییر مىکند که شما تغییر کنید، باورهاى محدود کننده خود را کنار بگذارید و باور کنید که شما تنها کسى هستید که مسئول زندگى خودتان مىباشید.
مهمترین رابطهاى که در زندگى مىتوانید داشته باشید، رابطه با خودتان است.
خودتان را امتحان کنید. مواظب خودتان باشید. از مشکلات، غیرممکنها و چیزهاى از دست داده نهراسید. خودتان و واقعیتهاى زندگى خودتان را بسازید.
دنیا مثل آینه است. انعکاس افکارى که فرد قویاً به آنها اعتقاد دارد را به او باز مىگرداند. تفاوتها در روش نگاه کردن به زندگى است
Samstag, 14. März 2009
لحظه تحويل سال نو در شهرهاى بزرگ جهان

به نقل از بی بی سی فارسی:
لحظه تحويل سال نو در شهرهاى بزرگ جهان
سال نو خورشیدی در روز جمعه ۳۰ اسفند ۱۳۸۷ هجرى شمسى (برابر با ۲۰ مارس ۲۰۰۹ ميلادى) به ساعت ۱۵ و ۱۳ دقیقه و ۳۹ ثانیه به وقت تهران، و ساعت ۱۱ و ۴۳ دقیقه و ۳۹ ثانیه به وقت گرینویچ حلول می کند.
لحظه حلول سال نو خورشیدی به وقت دیگر شهرهای جهان به شرح زیر است:
۴:۴۳:۳۹ - سان فرانسيسكو، لس آنجلس، ونكوور۵:۴۳:۳۹ - گواتلاما، مكزيكوسيتى۶:۴۳:۳۹ - شيكاگو، هوستون، وينپگ۷:۴۳:۳۹ - آتلانتا، بوستون، تورونتو، ديترويت، فيلادلفيا، مونترئال، ميامى، نيويورک، هاوانا، واشنگتن۸:۴۳:۳۹ - برازيليا، بوئنوس آيرس، ريو دو ژانيرو، سائوپائولو، هاليفاكس۱۱:۴۳:۳۹ - ليسبون، دوبلين، لندن۱۲:۴۳:۳۹ - استكهلم، اسلو، آمستردام، بارسلونا، برلين، بروکسل، بلگراد، بوداپست، پاريس، پراگ، رم، زوريخ، ژنو، كپنهاگ، لاگوس، مادريد، ورشو، وين۱۳:۴۳:۳۹ - آتن، آنكارا، استانبول، امان، بيتالمقدس، بخارست، بيروت، ژوهانسبورگ، قاهره، كيپتاون، كىيف، مينسک، هلسينكى۱۴:۴۳:۳۹ - عدن، آديس آبابا، بغداد، خارطوم، رياض، كويت، مسكو، نايروبى۱۵:۱۳:۳۹ - تهران۱۵:۴۳:۳۹ - دبى۱۶:۱۳:۳۹ - كابل۱۶:۴۳:۳۹ - اسلام آباد، تاشكند، دوشنبه، كراچى، لاهور۱۷:۱۳:۳۹ - بمبئى، دهلى نو، كلكته۱۷:۲۸:۳۹ - كاتماندو۱۷:۴۳:۳۹ - آلماتى، داكا۱۸:۴۳:۳۹ - بانكوک، جاكارتا، هانوى۱۹:۴۳:۳۹ - پكن، تايوان، سنگاپور، شانگهاى، كوالالامپور، مانيل، هنگ كنگ۲۰:۴۳:۳۹ - توكيو، سئول۲۲:۱۳:۳۹ - آدلايد۲۲:۴۳:۳۹ - سيدنى، ملبورن
سال نو خورشیدی در روز جمعه ۳۰ اسفند ۱۳۸۷ هجرى شمسى (برابر با ۲۰ مارس ۲۰۰۹ ميلادى) به ساعت ۱۵ و ۱۳ دقیقه و ۳۹ ثانیه به وقت تهران، و ساعت ۱۱ و ۴۳ دقیقه و ۳۹ ثانیه به وقت گرینویچ حلول می کند.
لحظه حلول سال نو خورشیدی به وقت دیگر شهرهای جهان به شرح زیر است:
۴:۴۳:۳۹ - سان فرانسيسكو، لس آنجلس، ونكوور۵:۴۳:۳۹ - گواتلاما، مكزيكوسيتى۶:۴۳:۳۹ - شيكاگو، هوستون، وينپگ۷:۴۳:۳۹ - آتلانتا، بوستون، تورونتو، ديترويت، فيلادلفيا، مونترئال، ميامى، نيويورک، هاوانا، واشنگتن۸:۴۳:۳۹ - برازيليا، بوئنوس آيرس، ريو دو ژانيرو، سائوپائولو، هاليفاكس۱۱:۴۳:۳۹ - ليسبون، دوبلين، لندن۱۲:۴۳:۳۹ - استكهلم، اسلو، آمستردام، بارسلونا، برلين، بروکسل، بلگراد، بوداپست، پاريس، پراگ، رم، زوريخ، ژنو، كپنهاگ، لاگوس، مادريد، ورشو، وين۱۳:۴۳:۳۹ - آتن، آنكارا، استانبول، امان، بيتالمقدس، بخارست، بيروت، ژوهانسبورگ، قاهره، كيپتاون، كىيف، مينسک، هلسينكى۱۴:۴۳:۳۹ - عدن، آديس آبابا، بغداد، خارطوم، رياض، كويت، مسكو، نايروبى۱۵:۱۳:۳۹ - تهران۱۵:۴۳:۳۹ - دبى۱۶:۱۳:۳۹ - كابل۱۶:۴۳:۳۹ - اسلام آباد، تاشكند، دوشنبه، كراچى، لاهور۱۷:۱۳:۳۹ - بمبئى، دهلى نو، كلكته۱۷:۲۸:۳۹ - كاتماندو۱۷:۴۳:۳۹ - آلماتى، داكا۱۸:۴۳:۳۹ - بانكوک، جاكارتا، هانوى۱۹:۴۳:۳۹ - پكن، تايوان، سنگاپور، شانگهاى، كوالالامپور، مانيل، هنگ كنگ۲۰:۴۳:۳۹ - توكيو، سئول۲۲:۱۳:۳۹ - آدلايد۲۲:۴۳:۳۹ - سيدنى، ملبورن
Dienstag, 10. März 2009
روز چهارشنبهای از ماه اسفند
آری، امروز یکی از چهارشنبههای اسفند ماه است. اسفندی از یکی از این سالها که مثل برق و بد میایند و میروند. سالهایی با زمستانی برفی و یا خشک و بی برف. سالهایی خوب و بد خوش و ناخوش تلخ و شیرین. روز چهارشنبه ای از ماه اسفند که طبقه معمول همهٔ روزی آن همه منتظر بهارند.به انتظار آن گل کوچک ترد و نازک در یک صبح سحر پس از خوابی طولانی و زمستانی که سالهای سال وعدههایش را به باغچههایمان داده بودیم.
گلی که باغچه سرما زده خانه مان را روشن و تازه میکند. نکند امسال آن گلک ترد و نازک زیر بارش برف پاک و سفید بماند و نتواند سر در بیاورد.
اگر خواستی ۷ سین تان را روی این برف بچینید مواظب آن گلک ترد و نازک هر ساله هم باشید و آینه ۷ سینتان را درست روبروی آن بکارید تا آن گلک ترد و نازک دوتا،۳تا و چند هزارتا و همیشگی شود.و آن گاه در آینه تان بخندید تا لبانتان همیشه خندان باشد. در این بهار و در همهٔ بهارهای در راه...
بهارتان مبارک
Montag, 9. März 2009
مشـــکلات اختلاف اصــطلاحات زبانشـــناسی
حکـایت طنز :
در آن دورانی که کسی نمیتوانست به وجود توالت عمومی اطمینان داشته باشد، خانمی انگلیسی سفری به هندوستان را برنامهریزی کرد. مهمانخانهء کوچکی را که متعلّق به مدیر مدرسهء محلّی بود در نظر گرفت و اطاقی رزرو کرد. چون نگران بود که آیا در مهمانخانه توالت وجود دارد یا خیر، در نامهای به مدیر مدرسه سؤال کرد که آیا در مهمانخانهء مزبور WC وجود دارد یا خیر. مدیر مدرسه تسلّط کاملی به زبان انگلیسی نداشت. نزد کشیش محلّی رفت و پرسید که WC به چه معنی است. کشیش هم تا آن زمان نشنیده بود. دو نفری همّت گماشتند تا معانی احتمالی این دو حرف را بیابند و نهایتاً به این نتیجه رسیدند که خانم مزبور طالب Wayside Chapel است که بداند آیا (کلیسای کنار جادّه) نزدیک مهمانخانه وجود دارد یا خیر. ابداً به ذهنشان خطور نکرد که این دو حرف ممکن است به معنی توالت باشد.مدیر مدرسه در جواب خانم نامهای نوشت. متن نامه به شرح زیر است:خانم عزیز در کمال مسرّت به اطّلاع شما میرسانم که در 9 مایلی مهمانخانه یک WC وجود دارد که در میان بیشهای از درختان کاج قرار گرفته و اطراف آن را چشماندازی زیبا فرا گرفته است. این WC گنجایش 229 نفر را دارد و روزهای یکشنبه و پنجشنبه باز است. چون انتظار میرود افراد بسیاری در ماههای تابستان به اینجا بیایند، توصیه میکنم زودتر تشریف بیاورید.. امّا، در این WC فضای ایستاده هم زیاد وجود دارد. این وضعیت مطلوبی نیست بخصوص اگر عادت داشته باشید مرتّباً به آنجا بروید. شاید برای شما جالب باشد که بدانید دختر من در WC ازدواج کرد و در آنجا بود که با شوهرش ملاقات کرد. واقعهء بسیار عالی و جالبی بود. در هر محلّ نشستن ده نفر نشسته بودند. مشاهدهء سیمای آنها و شادمانی آشکار بسیار دلپذیر بود. از هر زاویه میتوان عکس گرفت. متأسّفانه همسرم بیمار شده و اخیراً نتوانسته به آنجا برود. تقریباً یک سال از آخرین مرتبهای که رفته میگذرد که البتّه برای او بسیار دردناک است.البتّه مسرور خواهید شد که بدانید بسیاری از مردم ناهارشان را با خودشان میآورند و تمام روز را آنجا میگذرانند که برایشان بسیار دلپذیر است. دیگران ترجیح میدهند قبل از وقت بیاییند و تا آخرین لحظه هم بمانند. به آن بانوی محترم توصیه میکنم روزهای پنجشنبه به آنجا بروید زیرا نوازندهء اُرگ نیز میآید و همراهی میکند..جدیدترین چیزی که افزوده شده ناقوسی است که هر وقت کسی وارد میشود زنگ میزند. بازاری هم در آنجا داریم که نشیمنگاه مخملی برای همه فراهم میکند چون بسیاری بر این باورند که مدّتها است چنین چیزی لازم بوده است.. چشم به راهم که شما را تا آنجا همراهی کنم و شما را در جایی قرار دهم که همه بتوانند شما را ببینند. با احترامات فائقه – مدیر مدرسه خانم مزبور وقتی نامه را خواند غش کرد ... و البتّه هیچوقت به هندوستان نرفت.
Samstag, 7. März 2009
شعری از مارگوت بیگل با ترجمه جادویی شاملو:(از کتاب همچون کوچه ئی بی انتها : ترجمه احمد شاملو)

ساده است ستایش گلی
چیدنش
و از یاد بردن
که گلدان را آب باید داد
ساده است بهره جویی از انسانی
دوست داشتنش، بی احساس عشقی
او را به خود وانهادن و گفتن
که دیگر نمی شناسمش
ساده است لغزش های خود را شناختن
با دیگران زیستن به حساب ایشان وگفتن
که من این چنینم
ساده است که چگونه میزیم
باری
زیستن سخت ساده است
و پیچیده نیز هم
شعری از هادی خرسندی-«صبح روز عید»

آن پدر که مانده بی-وطندر حصار غربتی بعید،طفل خود گرفته در بغل صبح روز عید.
بوسدش به عشق،گویدش به مهر؛با غرور جاودانه اش:طفل من! جان من!سرزمین ما؛مانده از گذشته یادگار، میهن تو افتخار توست! افتخار ماست آن دیار!
طفل هاج و واج، میزند به زانوی پدر:«واتس افتخار؟»
گویدش پدر:سربلندی است آرمان من؛ آرمان تو؛ آرمان ما،اعتلای نام میهن است،با تلاش و کوشش مدام!
طفل هاج و واج، میزند به زانوی پدر:«وات دو یو مین اعتلای نام؟»
گویدش پدر:بایدت تلاش،تا که نام سرزمین خود؛جاودان کنی!پرچمش؛خار چشم دشمنان کنی!
با تلاش من،با تلاش تو،با تلاش ما:میشود وطنپر زنیکی وخالی از بدی
طفل هاج و واج، میزند به زانوی پدر:«کن یو اسپیک اینگلیش ددی؟»
هادی خرسندی
بوسدش به عشق،گویدش به مهر؛با غرور جاودانه اش:طفل من! جان من!سرزمین ما؛مانده از گذشته یادگار، میهن تو افتخار توست! افتخار ماست آن دیار!
طفل هاج و واج، میزند به زانوی پدر:«واتس افتخار؟»
گویدش پدر:سربلندی است آرمان من؛ آرمان تو؛ آرمان ما،اعتلای نام میهن است،با تلاش و کوشش مدام!
طفل هاج و واج، میزند به زانوی پدر:«وات دو یو مین اعتلای نام؟»
گویدش پدر:بایدت تلاش،تا که نام سرزمین خود؛جاودان کنی!پرچمش؛خار چشم دشمنان کنی!
با تلاش من،با تلاش تو،با تلاش ما:میشود وطنپر زنیکی وخالی از بدی
طفل هاج و واج، میزند به زانوی پدر:«کن یو اسپیک اینگلیش ددی؟»
هادی خرسندی
Mittwoch, 4. März 2009
ديدن
دلتنگي

دلم سكوت كرده است
و روز به روز حواس من شفافيت خويش را از دست مي دهد مثل زماني كه پلك نزديك مي كني تا كورسويي ببيني از ساحل دوردست ...... اما زمان زياديست كه دلتنگم من دلم براي خودم تنگ مي شود .. براي روزهايي كه من يك كودك بودم ...... كودكي كه درون چشمهايش فقط آب بود....... و زندگي زشتيهاي خويش را بي حياوار به رخش نكشيده بود....... خشم ... نفرت .... دروغ .... فريب .... شعار .... هيچكدام را نمي شناخت ...... من كودك درونم را مي خواهم
كجاست؟ كودك درونم
كجاست؟
و روز به روز حواس من شفافيت خويش را از دست مي دهد مثل زماني كه پلك نزديك مي كني تا كورسويي ببيني از ساحل دوردست ...... اما زمان زياديست كه دلتنگم من دلم براي خودم تنگ مي شود .. براي روزهايي كه من يك كودك بودم ...... كودكي كه درون چشمهايش فقط آب بود....... و زندگي زشتيهاي خويش را بي حياوار به رخش نكشيده بود....... خشم ... نفرت .... دروغ .... فريب .... شعار .... هيچكدام را نمي شناخت ...... من كودك درونم را مي خواهم
كجاست؟ كودك درونم
كجاست؟
Montag, 2. März 2009
چگونه حسادت را از خودمان دور کنیم
این نوشته را از پدرم در ایمیل در یافت کردم. جالب و خواندنیست . خواندنش و تامل در آن خالی از لطف نیست.
نامه ارتقای همکارتان را روی میز میبینید وبه جای اینکه خوشحال شوید، دلتان میگیرد.وقتی میشنوید یکی از دوستان قدیمیتان یک خانه بزرگ و زیبا خریده، گلویتان کیپ میشودو از شنیدن خبر ازدواج یکی از اقوام که سنش ازشما کمتر است، آنقدر لجتان میگیرد که دلتان میخواهد بزنید زیر گریه! اگر اینطوراست، متاسفانه باید بگوییم شما دچار حس ناخوشایند «حسادت» شدهاید و با این احساس،بیشتر از همه به خودتان آسیب میرسانید.حسادت هم یکی از احساسات انسانی است؛ یک خشم درونی. حسادت از بدو تاریخ همراه انسانهابوده و کمتر کسی است که در زندگی - حتی برای لحظهای کوتاه - دچار این حس نشده یا این حس رااز سوی اطرافیاناش تجربه نکرده باشد.انسانها دوست دارند بهتر از دیگران باشند واگر فرد احساس کند دیگران بهتر از او هستند وخودش در مرتبه پایینتری قرار دارد، دچارحسادت میشود. روانشناسان و کارشناسان علوم رفتاری معتقدند عزت نفس و اعتماد به نفس باعث میشودفرد در هر شرایطی خودش را ارزشمند بداند و به دیگران حسادت نکند.حسادت فقط مربوط به مادیات نیست؛ هر چیزیمیتواند باعث ایجاد حسادت شود. گاهی انسانها در انجام کار خیر و کمک به دیگران همدلشان میخواهد از دیگران بهتر باشند و همین باعث حسادت میشود. چطور حسادت را از خودمان دور کنیم؟همه ما ممکن است گاهی در زندگی دچار حسادت شویم. ارتقای شغلی همکاران، ماشین جدیدهمسایه يا حتی دوچرخه دوستتان ممکن است باعثحسادتتان شود.برای بیشتر افراد، حسادت، احساسی زودگذر ومقطعی است اما بعضی مواقع حسادت آنقدر قوی وشدید است که شادی فرد را میگیرد و بر روابطش با دیگران تاثیر منفی میگذارد. مراحل زیر به شما کمک میکند تا بر حس حسادت غلبه کنید.
قدم اول:به جای اینکه به خاطر احساستان نسبت به دیگران، خودتان را سرزنش کنید، ریشهها ودلایل حسادتتان را شناسایی کنید.روانشناسان میگویند، حسادت در نتیجه اعمال و رفتار دیگران ایجاد نمیشود بلکه عدم اطمینان و اعتماد بهنفس درونی افراد باعث به وجود آمدن چنین احساسی در افراد میشود.سعی نکنید رفتار خودتان را توجیه کنید.. شایدگاهی وقتها بتوانید برای حسادتتان دلیل قانع کنندهای پیدا کنید اما در اغلب موارداینطور نیست.
قدم دوم: بهترین راه برای اینکه حسادت را از خودتان دور کنید، این است که اعتماد به نفستان راتقویت کنید.همانطور که در مرحله قبل گفتیم، حسادت درنتیجه عدم اطمینان افراد به خودشان ایجادمیشود نه رفتار و اعمال دیگران.برای افزایش و تقویت اعتماد به نفستان ازهمین امروز اقدام کنید. کتابهای مفید در این زمینه را مطالعه کنید و در صورت لزوم از مشاورکمک بگیرید.
قدم سوم: از تجربههای گذشته درس بگیرید و حسادت راکنار بگذارید.اگر در گذشته به کسی حسادت کردهاید، با دقت بیشتری به آثار منفی حسادت در زندگیتان توجهکنید. اجازه ندهید حسادت بر روابط شما بادیگران تاثیر منفی بگذارد.
قدم چهارم:افراد خانواده و دوستان شما هر چه بیشترپیشرفت کنند و در زندگیشان موفق شوند، بهترمیتوانند از شما حمایت کنند و اعتماد به نفستان را بالا ببرند؛ بنابراین به جای حسادت، به وجود آنها افتخار کنید.حسادت به داشتههای دیگران، شما را عصبی،خشمگین و افسرده میکند و همین باعث میشودانرژی لازم برای پیمودن راه موفقیت را از دست بدهید و نتوانید پیشرفت کنید.
قدم پنجم: برای نعمتهایی که دارید، شکرگزار باشید وسعی کنید راضی باشيد و براي بهتر شدن تلاش كنيد.حسادت وقتي به وجود ميآيد كه شخص احساس كندآنچه دارد، كمتر از آن چيزي است كه بايد داشته باشد.بنابراین قانع و راضی بودن به آنچه که دارید،میتواند شما را از این احساس ناخوشایند دورکند.
قدم ششم:برنامهتان را بر اساس اقدامات تنظیم کنید.یاد بگیرید در لحظاتی که دچار حسادت میشوید،قبل از اینکه این حس تمام وجودتان را بگیرد،آن را تجزیه و تحلیل کنید.به جای فکر کردن به مواردی که حسادتتان رابرانگیخته، به این فکر کنید که چه ضعف یاکمبودی در وجودتان باعث به وجود آمدن این حس شده است.شخصیتتان را رشد دهید. به نقاط مثبت شخصیتتان فکر کنید، قدر خودتان را بدانید وارزش وجودتان را درک کنید.فراموش نکنید شأن شما بالاتر از این است که به دیگران حسادت کنید و با این کار به خودتان آسیب برسانید
نامه ارتقای همکارتان را روی میز میبینید وبه جای اینکه خوشحال شوید، دلتان میگیرد.وقتی میشنوید یکی از دوستان قدیمیتان یک خانه بزرگ و زیبا خریده، گلویتان کیپ میشودو از شنیدن خبر ازدواج یکی از اقوام که سنش ازشما کمتر است، آنقدر لجتان میگیرد که دلتان میخواهد بزنید زیر گریه! اگر اینطوراست، متاسفانه باید بگوییم شما دچار حس ناخوشایند «حسادت» شدهاید و با این احساس،بیشتر از همه به خودتان آسیب میرسانید.حسادت هم یکی از احساسات انسانی است؛ یک خشم درونی. حسادت از بدو تاریخ همراه انسانهابوده و کمتر کسی است که در زندگی - حتی برای لحظهای کوتاه - دچار این حس نشده یا این حس رااز سوی اطرافیاناش تجربه نکرده باشد.انسانها دوست دارند بهتر از دیگران باشند واگر فرد احساس کند دیگران بهتر از او هستند وخودش در مرتبه پایینتری قرار دارد، دچارحسادت میشود. روانشناسان و کارشناسان علوم رفتاری معتقدند عزت نفس و اعتماد به نفس باعث میشودفرد در هر شرایطی خودش را ارزشمند بداند و به دیگران حسادت نکند.حسادت فقط مربوط به مادیات نیست؛ هر چیزیمیتواند باعث ایجاد حسادت شود. گاهی انسانها در انجام کار خیر و کمک به دیگران همدلشان میخواهد از دیگران بهتر باشند و همین باعث حسادت میشود. چطور حسادت را از خودمان دور کنیم؟همه ما ممکن است گاهی در زندگی دچار حسادت شویم. ارتقای شغلی همکاران، ماشین جدیدهمسایه يا حتی دوچرخه دوستتان ممکن است باعثحسادتتان شود.برای بیشتر افراد، حسادت، احساسی زودگذر ومقطعی است اما بعضی مواقع حسادت آنقدر قوی وشدید است که شادی فرد را میگیرد و بر روابطش با دیگران تاثیر منفی میگذارد. مراحل زیر به شما کمک میکند تا بر حس حسادت غلبه کنید.
قدم اول:به جای اینکه به خاطر احساستان نسبت به دیگران، خودتان را سرزنش کنید، ریشهها ودلایل حسادتتان را شناسایی کنید.روانشناسان میگویند، حسادت در نتیجه اعمال و رفتار دیگران ایجاد نمیشود بلکه عدم اطمینان و اعتماد بهنفس درونی افراد باعث به وجود آمدن چنین احساسی در افراد میشود.سعی نکنید رفتار خودتان را توجیه کنید.. شایدگاهی وقتها بتوانید برای حسادتتان دلیل قانع کنندهای پیدا کنید اما در اغلب موارداینطور نیست.
قدم دوم: بهترین راه برای اینکه حسادت را از خودتان دور کنید، این است که اعتماد به نفستان راتقویت کنید.همانطور که در مرحله قبل گفتیم، حسادت درنتیجه عدم اطمینان افراد به خودشان ایجادمیشود نه رفتار و اعمال دیگران.برای افزایش و تقویت اعتماد به نفستان ازهمین امروز اقدام کنید. کتابهای مفید در این زمینه را مطالعه کنید و در صورت لزوم از مشاورکمک بگیرید.
قدم سوم: از تجربههای گذشته درس بگیرید و حسادت راکنار بگذارید.اگر در گذشته به کسی حسادت کردهاید، با دقت بیشتری به آثار منفی حسادت در زندگیتان توجهکنید. اجازه ندهید حسادت بر روابط شما بادیگران تاثیر منفی بگذارد.
قدم چهارم:افراد خانواده و دوستان شما هر چه بیشترپیشرفت کنند و در زندگیشان موفق شوند، بهترمیتوانند از شما حمایت کنند و اعتماد به نفستان را بالا ببرند؛ بنابراین به جای حسادت، به وجود آنها افتخار کنید.حسادت به داشتههای دیگران، شما را عصبی،خشمگین و افسرده میکند و همین باعث میشودانرژی لازم برای پیمودن راه موفقیت را از دست بدهید و نتوانید پیشرفت کنید.
قدم پنجم: برای نعمتهایی که دارید، شکرگزار باشید وسعی کنید راضی باشيد و براي بهتر شدن تلاش كنيد.حسادت وقتي به وجود ميآيد كه شخص احساس كندآنچه دارد، كمتر از آن چيزي است كه بايد داشته باشد.بنابراین قانع و راضی بودن به آنچه که دارید،میتواند شما را از این احساس ناخوشایند دورکند.
قدم ششم:برنامهتان را بر اساس اقدامات تنظیم کنید.یاد بگیرید در لحظاتی که دچار حسادت میشوید،قبل از اینکه این حس تمام وجودتان را بگیرد،آن را تجزیه و تحلیل کنید.به جای فکر کردن به مواردی که حسادتتان رابرانگیخته، به این فکر کنید که چه ضعف یاکمبودی در وجودتان باعث به وجود آمدن این حس شده است.شخصیتتان را رشد دهید. به نقاط مثبت شخصیتتان فکر کنید، قدر خودتان را بدانید وارزش وجودتان را درک کنید.فراموش نکنید شأن شما بالاتر از این است که به دیگران حسادت کنید و با این کار به خودتان آسیب برسانید
Sonntag, 1. März 2009
بازی با کلمات بدون درک کامل مفهوم آن
.jpg)
همگان در مقادیر وسیع به درک و مفهوم دوستی در هر سنی از دوران سپری شدهٔ زندگی پرداختن. بارها با دقت و جزیات کامل سعی کردم برای پدرم توضیح بدم و همین کار هم کلی انری برده که این فقط آدمها هستن که متفاوتن ولی دوستی و رفاقت حسی هست که بسته به وجود روحیه فرد داره و در نهیات پدرم بهم گفته:الهام این روابط و ارتباطات دوستی و رفاقت نیست. این روزها ادامها به قول چارلی چاپلین کلمات عشق و دوستی و رفاقت و تقسیم کردن زمان و مهر دوستی را راحت تر ازساندویچ به زبان میارن. اینها دیگه کلماتی هستن که فقط کاربردشان در لغات نامها هست و من همیشه ۱۰۰% مخالفت میکردم که نه شما دارید همه چیز را از یک دریچه منفی نگاه میکنید و این طور هم نیست.
ولی باید امشب برای خود یاد داشت کنم که الهام با داشتن یادگار هائی که از دوستی ها و خاطرات زیبا و دوست داشتنی از دوستانت داشتی ولی کوتاه بیا و بگو بابا من تسلیم و با اینکه پاسی از شب گذشته و یک کار سنگینی از کد نویسی داشتم این چند جمله از شاملو در ذهنم زمزمه میکنم که:
آدمها و بويناکيي ِ دنياهاشان
يکسر
دوزخيست در کتابي
که من آن را
لغتبهلغت
از بَر کردهام
تا راز ِ بلند ِ انزوا را
دريابم ــ
راز ِ عميق ِ چاه را
از ابتذال ِ عطش.
ولی باید امشب برای خود یاد داشت کنم که الهام با داشتن یادگار هائی که از دوستی ها و خاطرات زیبا و دوست داشتنی از دوستانت داشتی ولی کوتاه بیا و بگو بابا من تسلیم و با اینکه پاسی از شب گذشته و یک کار سنگینی از کد نویسی داشتم این چند جمله از شاملو در ذهنم زمزمه میکنم که:
آدمها و بويناکيي ِ دنياهاشان
يکسر
دوزخيست در کتابي
که من آن را
لغتبهلغت
از بَر کردهام
تا راز ِ بلند ِ انزوا را
دريابم ــ
راز ِ عميق ِ چاه را
از ابتذال ِ عطش.
Abonnieren
Posts (Atom)


