Freitag, 28. November 2008

حمید مصدق


با من اكنون چه نشستنها ، خاموشيها ؛
با تو اكنون چه فراموشيهاست !


چه كسي مي خواهد ، من و تو ما نشويم؟
خانه اش ويران باد !


من اگر ما نشويم ، تنهايم ؛
تو اگر ما نشوي، خويشتني !

از كجا كه من و تو ،
شور يكپارچگي را در شرق ،
باز برپا نكنيم ؟


از كجا كه من و تو ،
مشت رسوايان را وا نكنيم ؟


من اگر برخيزم ،
تو اگر برخيزي ،
همه برمي خيزند !

من اگر بنشينم،
تو اگر بنشيني ،
چه كسي برخيزد ؟
چه كسي با دشمن بستيزد ؟
چه كسي پنجه در پنجه هر روبه درآويزد ؟

1 Kommentar:

Mehrdad hat gesagt…

به به گمون میکنم این شعر حمید را ستار خونده باشه و خیلی هم آهنگ و ملودی زیبایی روی شعر هست توی اون آهنگ!

Powered By Blogger