Montag, 27. Juli 2009

10 پيشنهاد ويژه براي تقويت مغز


۱/ دانشمندان بر این باورند که نرمش های هوازی منظم می تواند ساده ترین و مهم ترین راه برای سلامتی طولانی مدت مغز باشد. در حالی که قلب و ششها واکنشی سریع نسبت به دویدن بر روی دستگاه دوی ثابت نشان می دهند، مغز هم به آرامی با هر قدم قعالیت میکند. برای سلامت دائمی مغز، روزانه حداقل ۳۰ دقیقه فعالیت جسمانی (دویدن و نرمش های هوازی) می تواند نقش شایان توجهی داشته باشد

.۲/ متعادل بخوریدانرژی بسیار زیاد یا انرژی بسیار کم خللی بزرگ در کارایی مغز ایجاد میکند. رژیم غذایی تشکیل شده از مواد قندی کم با فیبر بالا و چربی و پروتئین معمولی بسیارآرام تر از غذاهایی با میزان قند بالا (مانند شیرینی جات و نشاسته) در بدن تجزیه میشوند. سرعت ثابت و ملایم هضم در روده مقدار انرژی بیشتری را به مغز می رساند، و باعث بهینه‏سازی سوخت و ساز در ارگانهایی شوند که می توانند در سلامتی طولانی مدت نقش بسزایی داشته باشند

.۳/ مراقب رژیم غذاییتان باشیددر حالی که پرخوری فعالیت مغز را کند میکند و در طولانی مدت باعث وارد آمدن به مغز می‏شود، کمبود کالری هم می تواند اثر مشابهی را بر مغز گذارد. رژیم های غذایی مفرط می تواند باعث طولانی شدن برخی دردها در بدن و در نتیجه سلب آسایش شوند، احساسی که باعث اعتیاد افراد به لاغر ماندن (anorexia) (ترس از چاق شدن) شود. بسیاری از مطالعات رژیم های غذایی مفرط را با حواس پرتی ، اختلال در حافظه و پریشانی مرتبط می دانند

.۴/ مراقب بدن خود باشیدبسیاری از بیماری های قابل پیشگیری مانند دیابت نوع دوم، چاقی، فشار خون و… می توانند تاثیر بسزایی در پیر شدن مغز داشته باشند. فعال و سالم نگه داشتن سیستم گردش خون با کارهایی از قبیل سیگار نکشیدن و عدم استفاده از چربی های اشباع شده مانع از پیری زودرس مغز میشود

.۵/ از استراحت و آرامش لذت ببریددر زمان استراحت و رویا، خاطرات به آرامی مرور میشوند، بعضی دور ریخته میشوند و بعضی ذخیره می شوند. مطالعات نشان می‏دهند وقتی دچار کمبود خواب هستیم، پروتئینی که سیناپس‏ها (محل تماس دو عصب) را شکل می دهد توانایی کافی برای تفکر و فراگیری را از دست می‏دهد، علاوه بر این خواب ناکافی با فراموشی در ایام کهولت رابطه مستقیم دارد.
۶/ از قهوه تان لذت ببریدتحقیقات نشان داده است که استفاده منظم از کافئین از مغز محافظت می کند. بر اساس یک مطالعه علمی ۲ الی ۴ بار سرحال آمدن بعد از خستگی در یک روز می تواند به کاهش فراموشی کمک کند و ۳۰ تا ۶۰ درصد از بروز آلزیمر پیشگیری کند. اینکه آیا کافین موجود در چای و قهوه باعث رفع خستگی میشود یا آنتی اکسیدان موجود در آنها هنوز مشخص نیست اما قهوه باعث افزایش سطح هوشیاری در این بعد از ظهر و چند سال بعد میشود

.۷/ ماهی بخوریدبراساس تئوری های جدید وجود ماهی در رژیم غذایی انسانها می تواند نقش بسزایی در تقویت حافظه انسانها داشته
باشد. اسیدهای چرب مورد نیاز مانند امگا ۳، برای ساختمان مغز مهم بشمار می آیند و تاثیر آنها برای درمان بیماری های مغزی بسیار موثر است. مطالعات انجام گرفته بر روی تاثیر مکمل امگا ۳ نتایج جالبی را به همراه داشت که نشان می داد امگا ۳ دربرخی دیگر از منابع غذایی مانند تخم کتان، ماهی ها و برخی از حیوانات علف خوار نیز یافت می شود

.۸/
خونسرد باشیداسترس تاثیر بد و مخربی روی مغز می گذارد و با ترشح هورمون‏های خطرناکی در ناحیه‏ی هیپوکمپوس (hippocampus) و سایر قسمت های مغز، حافظه را تحت تاثیر قرار می‏دهد. بعضی از دانشمندان بر این عقیده‏اند که داشتن یک زندگی متعادل و دنبال کردن فعالیت های آرامش بخش مانند یوگا، حضور در اجتماع و انجام فعالیت‏های هنری می تواند روند فراموشی بر اثر کهولت سن و پیری مغز را به تاخیر بیاندازد

.۹/
از مکمل ها استفاده نکنیداخیرا استفاده از مکمل ها به وسیله برای جبران کاستی‏ها تبدیل شده اند، استفاده از مکمل های آشنا برای ما مانند مولتی ویتامین ها تنها نوعی هدر دادن هزینه است. دارو های مکملی مانند (ginkgo) و (melatonin) امروزه از نظربسیاری از افراد به سطل های زباله تعلق دارند. علیرغم منشا طبیعی، اینگونه داروها فاقد عوارض جانبی نیستند، عوارضی مانند: فشار خون بالا، مشکلات گوارشی، مشکلات باروری و افسردگی. برای انسانهای سالم داروی (ginkgo) هیچ تاثیر مثبتی ندارد و گاها تاثیر دارونماها از این گونه مکمل ها بیشتر است.
۱۰

/ مغز را به چالش بکشیدحل یک جدول، بازی فکری یا تست هوش به عنوان سوالات هوش و محرک مغز به شما کمک میکنند تا همیشه ذهنی جوان و سالم داشته باشید. هرچند که کمبود سواد عامل موثری در کاهش حواس و کمکاری ذهن است. هرچه بیشتر برای یادگیری تلاش کنید، ذهن شما برای دوران کهولت آماده‏تر و جوانتر خواهد بود. کلید کار میتواند انجام یک کار چالشی جدید مانند حل یک پازل جدید و سرگرم کننده باشد.

جوان نگهداشتن مغز!


زمانیکه به 30 سالگی می رسیم، مغزهای ما آهسته و ثابت، مسیر یک منحنی نزولی را در پیش می گیرند. اما این تنزل شناخته شده یک عارضه جانبی غیرقابل فرار نیست، بلکه اخیرا گفته می شود شما می توانید با روشهایی تغییرات مربوط به افزایش سن را خنثی کنید. روشهای ساده ای که فعال بودن شما را تضمین کند و نیروی ذهنی تان را قوی نگه دارد. وقتی در اینترنت جستجو می کنید، مراکز کلیدی در مغزتان را که کنترل تصمیم گیری و استدلال آوری پیچیده را کنترل می کنند، درگیر می کنید. این کلیک های کوچک گاهی از خواندن نیز محرک تر است. جستجو در اینترنت مدارهای عصبی را استفاده می کند که در هنگام خواندن فعال نیستند. استفاده بیشتر از گوگل که برای جستجو هدفمند تر است، چرخه های قوی تری در ذهن شما می سازد. پیشنهاد: برای مثال چند روز در هفته به مدت 20 دقیقه در اینترنت به دنبال مطالبی بگردید که همواره میخواستید بیاموزید، هر چه که باشد! درباره بازیگران، موسیقی یا فعالیت مغزی! بله، ورزش! ورزش می تواند زوال عقل را بخوبی به تاخیر بیندازد. اما می دانید که ورزش منظم می تواند زوال عقل را کاملاً معکوس کند؟ طبق تحقیقات تمرینات ایروبیک سرعت و شفافیت تفکر را بسیار بالا برده و همچنین بافت نسج مغز را زیادتر میکند. پیشنهاد: سه بار در هفته به مدت 50 دقیقه پیاده روی تند انجام دهید تا این تاثیر بر شما ایجاد شود. برای نتیجه بهتر در پارک یا مکان پر درخت اینکار را انجام دهید زیرا تاثیرش 20 درصد بهتر خواهد بود. مسواک زدن به وضوح با سلامت مغزی ارتباط دارد. این نتیجه پس از مطالعه بر روی هزاران فرد بین 20 تا 59 ساله انجام شده است و مشخص شد بیماریهای دندان و لثه با بدترین بیماری های مغزی در سنین کهولت ارتباط دارد. پس به توضیه های دندان پزشکتان توجه کنید، هر روز مسواک حداقل یکبار و هر بار حداقل 2 دقیقه مسواک زدنتان طول بکشد. تا جای ممکن از نوشیدن مشروبات الکلی بپرهیزید، با افزایش مصرف الکل، حجم مغز کاهش می یابد، و این مشکل در زنان بیشتر است زیرا زنان جثه کوچکتری دارند و بیشتر در معرض این خطر قرار می گیرند. مصرف زغال اخته سرعت عملکرد مغز را افزایش می دهد و باعث رشد سلولهای هیپوکامپوس می شوند. زغال اخته را همراه با غلات یا ماست مصرف کنید و برای فصلهای بعد فریز کنید.. با سودکو 10 سال جوانتر شوید! سودوکو سرعت انتقال و تصمیم گیری در مغز را به نحو عجیبی افزایش می دهد، اول می توانید با پازل ها و جدولهای ساده که در تمام فروشگاه ها هست شروع کنید تا در سودوکو حرفه ای شوید! مدیتیشن نیز بر بهبود سلولهای خاکستری مغزتان اثر می گذارد و بر رشد مناطقی از مغز که مخصوص کنترل حافظه، زبان و حواس است اثر مثبت دارد. با 15 دقیقه مدیتیشن در روز شروع کنید، مثلا در ساعت ناهار یا قبل از ترک محل کار، راست بنشینید، چشمها را ببندید، و به هر چیزی که در زمان حال حسش می کنید، تمرکز کنید. چه صدای پرنده ای در دوردست باشد چه صدای تنفس تان.

عقاب و صعود


عقاب وقتی می‌خواهد به ارتفاع بالاتری صعود کند، در لبه‌ی یک صخره، به انتظار یک اتفاق می‌نشیند!
می‌دانید اتفاق چیست؟ گردبادی که از رو‌به‌رو بیاید!
عقاب به محض این‌که ‌آمدن گردباد را حس‌کرد، بال‌های خود را می‌گشاید و اجازه می‌دهد ‌باد، او را با خود بلند کند.
به محض این‌که طوفان قصد سرنگونی عقاب را کرد، این پرنده‌ی بلند‌پرواز، سر خود را به‌سوی آسمان بلند می‌کند و عمود بر طوفان می‌ایستد و مانند گلوله‌ی توپی، به سمت بالا پرتاب ‌می‌شود. او آن‌قدر با کمک باد مخالف، اوج ‌می‌گیرد تا به ارتفاع موردنظر برسد و آن‌گاه با چرخش خود به‌سوی قله‌ی موردنظر، در بالاترین نقطه‌ی کوهستان، مأوا می‌گزیند.
خوب به شیوه‌ی عقاب برای بالارفتن دقت کنید. او منتظر حادثه می‌ماند، حادثه‌ای که برای مرغ‌های زمینی، یک مصیبت و بلاست. او منتظر طوفان می‌نشیند تا از انرژی پنهان در گردباد، به نفع خود استفاده کند.
وقتی طوفان از راه می‌رسد، عقاب به‌جای زانوی غم بغل‌گرفتن و در کنج سنگ‌ها پناه‌گرفتن، جشن می‌گیرد و خود را به بالاترین نقطه‌ی وزش باد می‌رساند و از آن‌جا، سنگین‌ترین ضربه‌های گردباد را به نفع خود به‌کار می‌گیرد؛ عقاب از نیروی مهاجم، به نفع خویش استفاده می‌کند.

او نه‌تنها از نیروی مخالف نمی‌هراسد، بلکه منتظر آن نیز می‌نشیند‌ چراکه می‌داند این انرژی پنهان در نیروی مخالف است که می‌تواند او را به فضای بالاتر پرتاب کند.
انرژی اوج، به رایگان به کسی داده نمی‌شود. به‌طور اساسی در قانون بقای طبیعت، تقلای بقای نیروهای منفی، ایجاب می‌کند که تعداد نیروهای مخالف در زندگی، همیشه بیش‌تر از جریان موافق شما باشد.
پس اگر قرار است نیروی کمکی برای صعود شما حاصل گردد، قاعدتاً باید این نیرو از سوی مخالفان شما تأمین شود‌ بنابراین وقتی اتفاقی خلاف میل شما رخ‌می‌دهد، به‌جای عقب‌نشینی و سرخوردگی و واگذار کردن میدان، بی‌درنگ عقاب‌گونه جشن بگیرید و این رخداد ناخوشایند را به فال نیک گرفته و سعی‌کنید ‌در لابه‌لای این حادثه‌ی به‌ظاهر نامطلوب، خواسته و طلب موردنظر خود را پیدا کنید و با استفاده از نیروی مخالف، خود را به خواسته‌ی خویش نزدیک سازید.
این شما هستید که باید منتظر فرصت باشید و با تأمل و آمادگی و صبر و تدبیر به‌موقع، از این نیرو برای بالا‌رفتن و اوج‌گرفتن استفا‌ده کنید.
پس هرگز از وجود سختی و زحمت و نیروی مخالف در زندگی و کار و تحصیل و... خود گله‌مند نباشید. این‌ها مخازن انرژی پرواز شما هستند و اگر نباشند، شاید هرگز صعودی در زندگی‌تان حاصل نگردد.

به‌جای دست روی دست گذاشتن و از وجود مشکل‌ها و مخالفت‌ها گله‌‌کردن، کمی چشم دل خود را باز کنید و به حکمت پنهان در مصیبت‌ها و سختی‌های زندگی بیندیشید. خالق هستی با هیچ موجودی حتی بدترین مخلوقات عالم هم دشمنی ندارد و اگر اتفاقی رخ‌می‌دهد که به‌ظاهر، آزاردهنده و ناخوشایند است، شک نکنید که او در هر‌چه رقم می‌زند، خیر و برکت و سعادت پنهان است. این ما هستیم که باید شجاعت رویارویی با جریان‌های مخالف را داشته باشیم و در وقت مناسب، بال‌های خود را بگشاییم و چرخش صعود خود به سمت بالا را تجربه کنیم.

وقتی تو پیروز میشی من با غرور به همه میگم : او دوست منه. اما وقتی شکست می خوری کنارت میشینم و می گم: من دوست تو ام.

Sonntag, 26. Juli 2009

نصايح گاندي


از نظر گاندي هفت موردي که بدون هفت مورد ديگر خطرناک هستند

ثروت بدون زحمت دانش بدون شخصیت

علم بدون انسانیت

سیاست بدون شرافت

لذت بدون وجدان

تجارت بدون اخلاق و عبادت بدون ایثار

اين هفت مورد را گاندي تنها چند روز پيش از مرگش بر روي يک تکه کاغذ نوشت و به نوه اش داد.اعتقاد بر اين است که وي اين موارد را در جست و جوي خود براي يافتن ريشه هاي خشونت شناسايي کرد.در نظر گرفتن اين موارد، بهترين راه جلوگيري از بروز خشونت در يک فرد و يا جامعه است خشونتي که آن را "خشونت پنهان" مي نامند.

Sonntag, 12. Juli 2009

... it's time to say ...


All of U had made me really Happy on my Birthday and New Year with Your Greetings , messages , Scarps and Nice Testimonials in Orkut and facebook and here.
was nice to see and find old friends and new one.
but now just wanna say : This Station shuts downover and all,,,GOD BLESS U
ElhamHRad
I am available in
:http://elhamhedayatirad.blogspot.com/
elhamhedayatirad@yahoo.com

Thursday January 15, 2009

Prosit 2009



HAPPY NEW YEAR-2009
A HAPPY NEW YEAR, GRANT THAT I MAY BRING NO TEAR TO ANY EYE THE OBJECT OF A NEW YEAR IS NOT THAT WE SHOULD HAVE A NEW YEAR.
IT IS THAT WE SHOULD HAVE A NEW SOUL.
I LOVE TO WISH YOU ALL HEALTH, SO YOU MAY ENJOY EACH DAY IN COMFORT. I WISH YOU THE LOVE OF FRINDS AND FAMILY AND PEACE WITH YOUR HEART. FAITH TO GUIDE YOUR WAY.
HAPPY NEW YEAR EVERYONE
Thursday January 1, 2009

'خلقيات ما ايرانيان' به قلم محمد علی جمال زاده

مهمونی می دیم اونهایی که دوست داریم و نداریم رو دعوت می کنیم. یواشکی به لباسای اونهایی که دوست نداریم می خندیم. بعد که رفتند با دوستهای خودمونیمون می شینیم به حرفهاشون می خندیم! توی مهمونی واسه همدیگه جوک ترکی می گیم! جوک لری می گیم! اصفهانی ها رو مسخره می کنیم. می گیم کاشونی ها ترسواند! رشتی ها بی غیرتند! کردها خرمتعصب هستند! آبادانی ها لاف می زنند!
پایین شهریها رو آدم حساب نمی کنیم! مرز بین پایین شهر و بالای شهر رو هم خودمون تعیین می کنیم! اونها که از قلهک پایینتر رو قبول ندارند شیک ترند! شهرستانی ها هم بهتره برند جلو بوق بزنند! وقتی یکی از فامیلهامون شهرستان زندگی می کنه و ما یهویی از دهنمون می پره فوری توضیح می دیم که طرف بخاطر شغلش که مدیر فلان کارخونه است اونجا زندگی می کنه!
بشقاب و لیوانهای فرانسوی می خریم! لوسترهای ساخت چین می خریم! شکلات آیدین هدیه نمی بریم چون ایرانیه کلاسش پایینه!
موقعی که اتوبوس میاد حمله می کنیم! اگه اوضاع بحرانی بشه با آرنجمون می زنیم به کناریها راه رو باز می کنیم! آخه خسته هستیم باید زودتر بریم خونه! وقتی کسی نباشه هم همین که می شینیم با ماژیک پشت صندلی ها یادگاری می نویسیم که دفعه دیگه که سوار شدیم به دوستامون هنرمون رو نشون بدیم!
شب چهارشنبه سوری ترقه پرت می کنیم پشت پای زن همسایه که وقتی پرید بخندیم! وقتی تیم فوتبال مورد علاقه امون توی مسابقه می بازه شیشه اتوبوس واحد رو می شکنیم! سیزده بدر گند می زنیم به طبیعت! یعنی همیشه اینکارو می کنیم نه فقط سیزده بدرها!
فحش خواهر و مادر می دیم! به همدیگه! به دين و مذهب! و عربها و غيره! اما تا يه مشكلي پيش مياد ميگيم يا فلان امام!! و در لوس آنجلس هم بيشتر سفره حضرت عباس باز ميکنيم تا توی تهران.
ما همه مادرزادی سیاستمدار به دنیا اومدیم اما استراتژی تک تکمون با همدیگه و با تمام دنیا متفاوته برای همین در هیچ موردی باهم توافق نداریم و بازهم به هم فحش می دیم! سه تا که ميشيم پنج نظر متفاوت داريم و هممون خيال ميکنيم حق داريم.
ما به اجدادمون خیلی احترام می ذاریم! مخصوصاً داریوش و اینها! وقتی سر قبرشون میریم حتماً یه یادگاری هم با هرچی که دستمون باشه روی در و دیواراش می کنیم!
ما امام زاده می سازیم! بعد پول می ندازیم و از امام زاده می خوایم که مشکلاتمون رو حل کنه!
ما روز عاشورا تاسوعا نذری می دیم! اما برای اینکه زعفرون گرونه روی پلو گلرنگ می ریزیم!
ما احتمالاً غیر از رامسر و کلاردشت جای دیگه ای از ایران رو ندیدیم اما حتماً دوبی رفتیم و فروشگاه عرض الهدایا رو دیدیم! بی برو برگرد هم یه عکسی توی صحرا روی شنها گرفتیم که به همسایه ها نشون بدیم!
ما رانندگیمون حرف نداره! رانندگی بدون فحش و فضیحت برامون معنی نداره! چراغ راهنمایی عابرپیاده، موتورسوار های آدمخور .... فقط یک کلمه از هر مورد کافیه !
ماها سینما نمی ریم و عوضش عشق می کنیم قبل از اینکه فیلم روی پرده سینما بره ما سی دیشو ببریم خونه!
ما - مخصوصاً لوس آنجلسی هامون- وقتی کانال تلویزیونی درست می کنیم یا هیمنطوری آب دوغ خیاری میارندمون توی یه برنامه ای مجری بشیم یا گزارش بدیم یا خدای نکرده به عنوان کارشناس حرف بزنیم از هر سه تا کلمه ای که می گیم چهار تاش انگلیسیه اونهم با هزار تا عشوه و ناز و غمزه شتری و صد البته تلفظ صد درصد غلط !
ماها عاشق رقص عربی هستیم! هرچی هم سنمون میره بالاتر علاقه امون به این رقص که تا ابد یادش نمیگیریم هی بیشتر و بیشتر میشه و اصرار می کنیم که باید توی همه مهمونی ها هنرمون رو نشون بدیم!البته دوستان خیلی اصرار می کنندا وگرنه ماها همه خجالتی هستیم و رقصمون نمیاد.
به آذری ها متلک ميگيم، اونارو مسخره ميکنيم و براشون جوک ميسازيم ولی بهترين و مفيدترين دوستامون آذری هستن!
اما سه چیز برای ما خیلی مهمه:
یک: ما هیچ وقت اجازه نخواهیم داد که روی هیچ نقشه ای خلیج فارس به خلیج عربی تبدیل بشه!
دو: حواسمون هست که هرجا اسمی از فیلم کارتونی سیصد برده شد اعتراض کنیم نامه بنویسیم طوماراینترنتی امضا کنیم که چرا قیافه ما ایرانیها رو اینقدر وحشتناک کشیدند! آخه ما ایرانیها اونقدرا هم وحشتناک نیستیم!
سه: دولت کشورمون بايد مثل دولت سوئد و نروژ باشه. دموکرات / عشقی / مهربان. با يک شرط:
ما همون 'آدم' هايی که در بالا گفتيم بمونيم!!!
Wednesday November 12, 2008

Congratulations Mr President!


VIVA Obama!!! VIVA New World!!!
Americans Votes Obama as theybelieve Obama is the one who can make a real change, going away from brutality and hypocracy in politics!

Wednesday November 5, 2008

دیدن



هنگامی که دری از خوشبختی به روی ما بسته میشود ، دری دیگر باز می شود ولی ما اغلب چنان به دربسته چشم می دوزیم که درهای باز را نمی بینیم.

Sunday November 2, 2008

بمون هميشه بچه



نی نی
Tuesday October 14, 2008

پائیز




پائیز می آید...پائیز آمد .. بدون آنکه حتی لحظه ای درنگ نماید ...کمی دقت کنیم صدایش را از میان قدمهای کودکان در کوچه و خیابان میشنویم...کمی دقت کنیم بویش را از قطرات نمناک باران ،استشمام خواهیم کرد...کمی حساس باشیم یقینا رد پایش را بر روی قلبمان نیز خواهیم دید..آری پائیز فصل هزار رنگ از راه رسید

Tuesday October 7, 2008

ما قلب ها از ترس مي ميريم



قلب آدم ها گاهي شکوه مي کند چرا که آدم ها مي ترسند که بزرگترين رؤياهايشان را متحقق کنند، چون يا فکر مي کنند که لياقتش را ندارند و يا اينکه نمي توانند از عهده آن برآيند. ما قلب ها از ترس مي ميريم. تنها از انديشيدن به عشق هاي مدفون شده و يا لحظاتي که مي توانستند خيلي زيبا باشند و نبودند يا گنج هايي که مي توانستند کشف شوند ولي براي هميشه در زير خاک مدفون ماندند چون اگر هريک از اين اتفاق ها بيفتد ما رنج وحشتناکي مي کشيم. «قلب من از رنج کشيدن مي ترسد» *** هميشه به قلبت بگو: «که ترس از رنج از خود رنج بدتر است» (تاريکترين لحظه شب لحظه قبل از طلوع آفتاب است). پائولو کوئيلو

Tuesday October 7, 2008

مهرباني را بياموزيم


مهرباني را بياموزيمفرصت آيينه ها در پشت در مانده ستروشني را مي شود در خانه مهمان كردمي شود در عصر آهنآشنا تر شدسايبان از بيد مجنونروشني از عشق مي شود جشني فراهم كردمي شود در معني يك گل شناور شدمهرباني را بياموزيمموسم نيلوفران در پشت در مانده ستموسم نيلوفران يعني كه باران هست يعني يك نفر آبي ستموسم نيلوفران يعنييك نفر مي آيد از آن سوي دلتنگي

Tuesday September 23, 2008

چرا نمیخندی--- تولدت مبارک


همه آدما کوچک بودن ، نینی بودن ، پیشی‌ بودن ، قلبشون به پاکی‌ یه آب زلال بود
دوستی‌ دارم که امروز تولدش است و هنوز با این که نینی نیست ولی‌ قلبش هم چون آب زلال پاک است
دوست گلم تولدت مبارک
لبت خندان و دلت همیشه شاد باش

Thursday September 18, 2008

بیاموزید


ین ۷ نكته را بیاموزید۱.بیاموزید كه خدا همیشه هست و همه جا حضور دارد.۲.بیاموزید كه دو نفر می توانند به یك نقطه نگاه كنند اما متفاوت ببینند.۳.بیاموزید درست نیست خودتان را با كسی مقایسه كنید.۴.بیاموزید كه كسی را نمی توانید وادار كنید عاشقتان باشد.۵.بیاموزید كه انسانهایی هستند كه ما را دوست دارند اما نمی دانند چطور عشقشان را ابراز كنند.۶.بیاموزید كه چند ثانیه طول میكشد تا زخمی در قلب آنها كه دوستشان داریم ایجاد كنیم،ولی سالها طول میكشد تا آن زخم را التیام دهیم.۷.بیاموزید ثروتمند كسی نیست كه بیشترین ها را دارد،بلكه گاهی كسی است كه به كمترین ها قانع
Tuesday September 16, 2008

6 weeks , 6 months, 6 years!



6 weeks , 6 months, 6 years!
Dating process:
6 weeks : I love U, I love U, I love U.
6 months : Of course I love U.
6 years : GOD, if I didn't love U, then why the hell did I propose?
Back from Work:
6 weeks : Honey, I'm home.
6 months : BACK!!
6 years : What did your mom cook for us today??
Gifts:
6 weeks : Honey, I really hope you liked the ring.
6 months : I bought you a painting; it would fit the motif in the living room.
6 years : Here's the money. Buy yourself something.
Phone Ringing:
6 weeks : Baby, somebody wants you on the phone.
6 months : Here, for you.
6 years : PHONE RINGING.
Cooking:
6 weeks : I never knew food could taste so good!
6 months : What are we having for dinner tonight?
6 years : AGAIN!!!!
Tags: Edit Tags
Tuesday September 16, 2008

موج روزگار



در ساحل قلبها ...این رد پای دوستی است که میماند... وگرنه موج روزگار هر رد پایی را پاک میکند

Monday September 15, 2008

نگذار كه به آرامی بمیری



پابلو نرودا ترجمه: احمد شاملو به آرامی آغاز به مردن می‌كنی اگر سفر نكنی، اگر كتابی نخوانی، اگر به اصوات زندگی گوش ندهی، اگر از خودت قدردانی نكنی. به آرامی آغاز به مردن می‌كنی زمانی كه خودباوری را در خودت بكشی، وقتی نگذاری دیگران به تو كمك كنند. به آرامی آغاز به مردن می‌كنی اگر برده‏ عادات خود شوی، اگر همیشه از یك راه تكراری بروی، اگر روزمرّگی را تغییر ندهی، اگر رنگ‏های متفاوت به تن نكنی، یا اگر با افراد ناشناس صحبت نكنی. تو به آرامی آغاز به مردن می‏كنی اگر از شور و حرارت، از احساسات سركش، و از چیزهایی كه چشمانت را به درخشش وامی‌دارند، و ضربان قلبت را تندتر می‌كنند، دوری كنی. تو به آرامی آغاز به مردن می‌كنی اگر هنگامی كه با شغلت‌ یا عشقت شاد نیستی، آن را عوض نكنی، اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نكنی، اگر ورای رویاها نروی، اگر به خودت اجازه ندهی، كه حداقل یك بار در تمام زندگیت ورای مصلحت‌اندیشی بروی. امروز زندگی را آغاز كن! امروز مخاطره كن! امروز كاری كن! نگذار كه به آرامی بمیری! شادی را فراموش نكن!
Tuesday September 9, 2008

ساده ترین راه



ساده ترین راه...............................................آشنایی ، یک سلام است ، ولی گرم و صمیمی .
- ساده ترین راه قدردانی ، یک تشکر ساده است ، ولی خالص و صمیمانه .
- ساده ترین راه عذر خواهی ، عدم تکرار اشتباه قبلی است .
- ساده ترین راه ابراز عشق ، به زبان آوردن آن است .
- ساده ترین راه رسیدن به هدف ، خط مستقیم است .
- ساده ترین راه پول در آوردن ، آن است که همواره در کارت رعایت انصاف را بکنی .
- ساده ترین راه احترام ، اجتناب از گزافه گویی و گنده گویی است .
- ساده ترین راه جلب محبت ، آن است که تو نیز متقابلا عشق بورزی و محبت کنی .
- ساده ترین راه مبارزه با مشکلات ، روبرو شدن با آنهاست نه فرار .
- ساده ترین راه رسیدن به آرامش ، آن است که سالم و بی غل و غش زندگی کنی .
- ساده ترین راه دوستی ، همیشه بهترین دوستی نیست . این را به خاطر بسپار .
- ساده ترین بحث ، بحث در باره چیزهای خوب و امیدوار کننده است .
- ساده ترین برد ، آن است که خود را از پیش بازنده ندانی .
- .
- ساده ترین راه دوری از گناه ، آن است که همیشه بدانی چیزی به نام وجدان داری .
- ساده ترین و در عین حال با ارزش ترین عشق ، بی ریا ترین آن است .
- ساده ترین راه بودن ، آن است که حس بودن همیشه در وجودت شعله ور باشد .
- ساده ترین راه راحت بودن ، آن است که خودت را همانطور که هستی بپذیری و در همه حال خودت باشی .
و بالاخره
- ساده ترین راه خوشبخت زیستن ، آن است که همان طور که برای خودت ارزش قایلی ، برای دیگران نیز ارزش قایل شوی بدون توجه به موقعییت طرف مقابل

Tuesday August 19, 2008

می‌ گویند:.....


زندگی زیباست حتی اگر کور باشی خوش آهنگ است حتی اگر کر باشی اما بی ارزش است اگر ثانیه ای عاشق نباشی
پس همگی به نوعی عاشق هستند که به زندگی ادامه میدن

Tuesday August 19, 2008

تولستوي گفته است


نمي‌توانيم کاري کنيم که مرغان غم بالاي سر ما پرواز نکنند اما مي‌توانيم نگذاريم که روي سر ما آشيانه بسازند
.دیدیم این جملهٔ زیبا و پر مفهوم از تولستوي را که دوستی‌ برام نوشته به یادگار در این ۴ دیواری یاد داشت کنم

Saturday August 16, 2008

سفر ابدی مهرداد فخیمی، فیلمبردار مسافران


مهرداد فخیمی فیلمبردار صاحب نام سینمای ایران پس از چند سال بیماری امروز درگذشت و پیکر او فردا از جلوی خانه سینما تشییع خواهد شد.
مهرداد فخیمی که فیلم های سینماگران بزرگی چون بهرام بیضایی، مسعود کیمیایی، علی حاتمی، محسن مخملباف، ناصر تقوایی و.... فیلمبرداری کرده بود، از تصویربردارانی بود که در آثار کارگردانان جوان تاثیر زیادی داشت.
او که در سال های اخیر کار هنری را کنار گذاشته و به شغل آزاد پرداخته بود، کار حرفه ای اش را در سینما با بهرام بیضایی شروع کرد و با او ادامه داد.
اولین فیلم فخیمی "غریبه و مه" بیضایی بود. بیضایی که در آن روزگار کارگردان جوانی بود و با فیلم "رگبار" مورد توجه قرار گرفته بود، کار فیلمبرداری "غریبه و مه" را به او واگذار کرد. فخیمی در آن زمان به تازگی تحصیلاتش را در رشته فیلمبرداری در آلمان تمام کرده و به ایران بازگشته بود.
فخیمی یکی از فیلمبرداران ایرانی بود که در کار خود ابداعات زیادی داشت و در استفاده از تکنیک های جدید از فیلمبرداران پیشکسوت سینمای ایران محسوب می شد.
برخی از منتقدان و کارشناسان او را از دسته فیلمبردارانی می دانند که با ترکیب بندی و نور پردازی در نحوه روایت قصه فیلم ذخالت می کرد. او برای کارگردانان جوان سینمای ایران مشاوری بی نظیر محسوب می شد.
فخیمی با بیضایی فیلم های "کلاغ"، "چریکه‌ تارا"، "مرگ یزدگرد" و "مسافران" را کار کرده است.
او همچنین فیلمبرداری "حاجی واشنگتن"، "کمال‌الملک" و مجموعه تلویزیونی "هزار دستان" را بر عهده داشته است. فخیمی "تیغ و ابریشم" را با مسعود کیمیایی، "ناخدا خورشید" را با ناصر تقوایی و "دستفروش" را با محسن مخلباف کار کرده است. مهرداد فخیمی به خاطر فیلمبرداری فیلم "مسافران" جایزه بهترین فیلمبرداری را از جشنواره فیلم فجر گرفت.
http://www.bbc.co.uk/persian/arts/story/2008/08/080813_an-fakhimzadeh.shtml

Wednesday August 13, 2008

همیشه برای صرف یک فنجان قهوه با دوست وقت هست

استاد فلسفه در مقابل شاگردان ایستاده بود و چند چیز هم در مقابلش روی میز قرار داشت. وقتی کلاس شروع شد او بدون اینکه حرفی بزند یک شیشه بزرگ و خالی مایونز را برداشت و آن را با توپ های گلف پر کرد. بعد از شاگردان پرسید که آیا به نظر آنها شیشه پر شده است؟ گفتند پر شده است. بعد استاد یک جعبه سنگ ریزه در آورد و آنها را داخل شیشه ریخت. شیشه را آهسته تکان داد. سنگر بزه ها در فضاهای خالی میان توپ ها قرار گرفتند. بعد دوباره از شاگردان پرسید که آیا به نظر آنها شیشه پر شده است؟ گفتند پر شده است. استاد سپس یک جعبه شن در آورد و آنها را هم توی شیشه ریخت. البته شن ها همه فضاهای خالی را پر کردند. بار دیگر از شاگردان پرسید که آیا به نظر آنها شیشه پر شده است؟شاگردان متّفق القول گفتند : "بله" سپس استاد دو فنجان قهوه از زیر میز درآورد و آنها را تماما در شیشه ریخت. در نتیجه فضاهای خالی میان شن ها هم پر شد. شاگردان خندیدند. وقتی خنده تمام شد استاد گفت :" حالا از شما می خواهم که این شیشه را به مثابه زندگی خودتان بدانید. توپ های گلف موضوعات مهم زندگی شما هستند:خدا.خانواده. فرزندان. سلامتی. دوستان و روابط عاطفی مورد علاقه تان
موضوعاتی که اگر همه چیزهای دیگر از دست بروند و فقط آنها بمانند هنوز زندگی تان پر است. سنگ ریزه ها موضوعات مهم دیگر هستند. مانند کار. خانه و اتومبیل تان. شن ها موضوعات کم اهمیت تر بعدی هستند. اگر اول سنگ ریزه ها را داخل شیشه بریزید دیگر جایی برای شن ها یا توپ های گلف باقی نمی ماند.زندگی هم همین طور است . اگر همه وقت و انّرژی تان را صرف موضوعات کم اهمیت کنید هرگز برای چیز هایی که برایتان اهمیت دارد فرصت نخواهید داشت. به چیز هایی که برای خوشبختی تان ضرورت محسوب می شود توجه کنید. با فرزندانتان بازی کنید. برای معاینات پزشکی تان وقت صرف کنید. دوستان تان را به شام دعوت کنید. همیشه برای تمیز کردن خانه و تعمیر وسایل مصرفی وقت خواهد بود. پیش از همه حواس تان به توپ های گلف باشد. یعنی چیزهایی که واقعاً اهمیت دارند. اولویت ها را مشخص کنید.باقی شن هستند. یکی از شاگردان دستش را بلند کرد و گفت: "قهوه در این بین نشان دهنده چه چیزی است؟" استاد لبخند زد و گفت : " خوشحالم که سوال کردید. این فقط نشان می دهد که هر قدر هم زندگی تان به ظاهر پر باشد ولی همیشه برای صرف یک فنجان قهوه با دوستان وقت هست
Tuesday August 12, 2008

پایان یک مرحله طولانی ولی‌ ثمربخش


از شاعران


لیلی چشمت خراج سلطنت شب را از شاعران شرق طلب می کند. من آبروی عشقم هشدار... تا به خاک نریزی. پرکن پیاله را آرام تر بخوان آواز فاصله های نگاه را در باغ کوچه های فرصت و میعاد بگشای بند موی و بیفشان شب را میان شب با من بدار حوصله، اما نه با عتاب. رمز شبان درد شعر من است. گفتی گل در میان دستت می پژمرد گفتم که خواب در چشم هایت، به شهادت رسیده است.
Saturday July 26, 2008

هیچ چیز ارزشمندتر از همین امروز نیست



Monday July 21, 2008

حمیدهامون سرگشتگی اش را به آن جهان برد- خبر باورنکردنیه



او يک هنرمند واقعی بود بازی او از دل بر می امد وبر دل می نشست. روحش شاد
و یادش تا ابد بر تارک فرهنگ و هنر این مرز و بوم پایدار

Saturday July 19, 2008

چقدر ناگهانی بود. واقعا جایش خالی خواهد بود.


اون تاآخر عمرش حمید ِ هامون ، عاشق موند ، عاشق زندگی کرد ، و عاشق مرد .روحش شاد ..... هی بخند .... تنها شبی هفت ساله خوابیدم و بامدادان ، هزار ساله بر خاستم

Saturday July 19, 2008

آنالیززندگی


ایراد از زندگی نیست! ایراد از زندگی کردن ماست! من همیشه زندگی را مثل شطرنج بازی کرده ام!برای هر حرکتش کلی فکر کرده ام! همه حرکتهایش را آنالیز کرده ام! اما زندگی را باید مثل تخته نرد بازی کرد تاسی ریخت..براساس تاس بازی کرد..و گذاشت زندگی بازی اش را بکند..بعد هم کمی بازی اش را سنجید و دوباره تاسی ریخت و از نو......! کمی جدی و متفکرانه وکمی....و الله بختکی.....! شاید ذات بازی باید مهمتر از نتیجه اش باشد

Monday July 7, 2008

فرصت


اگه می فهمیدیم فرصت با هم بودنمون محدوده ، محبتمون به هم نا محدود می شد

Friday June 27, 2008

زمان


با عشق ، زمان فراموش می شود و با زمان ، عشق
Sunday June 22, 2008

دوست داشتن



يه جا خوندم دوست داشتن دل مي خواد نه دليل
از ته دل دوستت دارم بدون هيچ دليلي
Wednesday June 4, 2008

یاد بدهیم که


به چشم هایمان باید ، یاد بدهیم که از دیدن کوه ، دشت ، آسمان ، دریا ، سبزه ، زمین، ستاره، ماه، خورشید ، انسانها و ... لذت ببرند. از دستهایمان بخواهیم که مزه نوازش کردن را حس کنند . گوشهایمان را نجوا کنیم که لذت شنیدن آوای پرندگان ، صدای گرم مادر بزرگ، موسیق باران و خنده های مستانه کودکانه را بشنوند. با پاهایمان صمیمانه دشت را بدویم ، کوهها را بپیمائیم ، عصای ضعیفان و تکیه نیازمندان شویم. با زبانمان کلام التیام بخش غمدیدگان شویم و لذت ببریم همانطور که از گفتن جملـــــــــــــه « دوستت دارم » به دلبر ، هیجان زده می شویم. آری تنفس لذت بخش هوای بهاری ، بوی پائیز و نوازش برف بر صورتمان ، همه و همه میتوانند موجب احساسی باشند که موجب آرامش زندگی در کالبد منجمد و وابسته امان شود و ما را از تک بعدی بودن و چسبندگی به اشیاء و افراد رهایی بخشد. عشق به مفهوم لذت بردن از همه هستی و هستی آفرین در کمال رهایی و آزادگی است، بدون ترس از دست دادن شی یا فردی خاص

Wednesday June 4, 2008

Because I learned to say the words I love you


There are those who think that love comes with a lifetime guarantee But we know from those around us that this may not always be It's the simple things that come between a father and a son But when they try to talk the knives are out before they have begun Well that was me and I have seen the light that shines for eternity Because I learned to say the words I love you ببین چه قلبایی شکستن توی دست روزگار ببین چشمایی رو که گشتن پی نوری موندگار از عشق و باور باید که آخر بشن لبریز دلامون یه روزی هر جا پُر بشه دنیا از طنین صدامون پس بیا با هر زبون تو هم بخون بخون عاشقونه کنارم فریاد بزن بگو دوست دارم And this endless road that we are on just keeps on going round But there's one destination that always is here to be found So come with me با من بیا You will see تو هم ببین The light that shines for eternity Be strong and learn to say the words I love you فریاد بزن بگو دوست دارم
Sunday June 1, 2008

ویدیوی اولین آهنگ کریس دی برگ و آریان



ویدیوی اولین آهنگ کریس دی برگ و آریان -
Arian Band ft Chris De Burgh - Nori Ta Abadiat(Dostet Daram)
http://www.youtube.com/watch?v=TGGvLsUYhJ4
Arian Band ft Chris De Burgh - I Love You (VIDEO)Picked from album "Bi To, Ba To" (Arian IV)
کریس دی برگ گفت: "از زمانی که پسر کوچکی بودم رویای دیدن ایران با من بود.

Wednesday May 28, 2008

There is no borderline--کنفرانس خبری کریس دی برگ در تهران


I'm standing in the station, I am waiting for a train, To take me to the border, And my loved one far away, I watched a bunch of soldiers heading for the war, I could hardly even bear to see them go; Rolling through the countryside, Tears are in my eyes, We're coming to the borderline, I'm ready with my lies, And in the early morning rain, I see her there, And I know I'll have to say goodbye again; And it's breaking my heart, I know what I must do, I hear my country call me, but I want to be with you, I'm taking my side, one of us will lose, Don't let go, I want to know, That you will wait for me until the day, There's no borderline, no borderline; Walking past the border guards, Reaching for her hand, Showing no emotion, I want to break into a run, But these are only boys, and I will never know, How men can see the wisdom in a war... And it's breaking my heart, I know what I must do, I hear my country call me, but I want to be with you, I'm taking my side, one of us will lose, Don't let go, I want to know, That you will wait for me until the day, There's no borderline, no borderline, No borderline, no borderline...
Wednesday May 28, 2008

كريس‌ دي‌برگ، در ايران


كريس‌ دي‌برگ، خواننده ايرلندي گفت: كنسرت من در ايران قطعا يكي از شب‌هاي رويايي خواهد بود و فكر مي‌كنم ترانه‌اي در خصوص آمدنم به ايران بسازم

Wednesday May 28, 2008

لیلای مهرجویی



تازه مي بينم آدم چقدر مي تونه يكي رو دوست داشته باشه. حالا مي فهمم كه عشقم مي تونه مثل يه موجود زنده رشد كنه بزرگ بشه
لیلای مهرجویی

Monday May 26, 2008

كوچك كه بوديم


كوچك كه بوديم چه دلهاي بزرگي داشتيم .. اكنون كه بزرگيم چه دل تنگيم / كاش همان كودكي بوديم كه حرفهايش را از نگاهش مي توان خواند. اما اكنون اگر فرياد هم بزنيم كسي نمي فهمد...و دل خوش كرديم كه سكوت كرده ايم ,سكوت پر بهتر از فرياد تو خاليست

Sunday May 25, 2008

شهرفرنگ برگرد


یازده سال گذشت---حق و خواسته خود را با تمام وجود خواستن و فرياد زدن

Tuesday May 20, 2008

61. Filmfestival in Cannes




President of the jury
Sean PENN, Director
Members of the jury
Jeanne BALIBAR,
Actress
Rachid BOUCHAREB,
Director
Sergio CASTELLITTO,
Actor
Alfonso CUARON,
Director
Alexandra Maria LARA,
Actress
Natalie PORTMAN,
Actress
Marjane SATRAPI,
Author, Director
Apichatpong WEERASETHAKUL,
Director

Thursday May 15, 2008

جشنواره فیلم کن افتتاح شد--بی بی سی فارسی



شصت و یکمین دوره جشنواره فیلم کن، امروز با حضور ستارگان سرشناسی چون جولین مور، اوا لانگوریا، گائل گارسیا برنال و شون پن افتتاح شد.
فیلم "کوری" ساخته فرناندو مریلس، کارگردان برزیلی که بر اساس داستانی از ژوزه ساراماگو، نویسنده پرتغالی ساخته شده در افتتاحیه جشنواره کن به نمایش در آمد.
دهها بازیگر، کارگردان و تهیه کننده فیلم از سراسر جهان در این رویداد بزرگ هنری شرکت کرده اند.
کلود لنزمن، کارگردان فرانسوی افتتاح شصت و یکمین دوره جشنواره را اعلام کرد.
دنیس هاپر، فی دانوی، کیت بلنشت، جیلین آندرسن و دنی گلور از جمله ستارگان صنعت سینما هستند که در کن حضور دارند.
سازمان دهندگان جشنواره کن گفته اند که مرجان ساتراپی، نویسنده و کارگردان پرسپولیس عضوی از هیات داوران جشنواره کن امسال برای تعیین برنده نخل طلایی، جایزه اصلی جشنواره است.
فرناندو مریلس که فیلمش در افتتاحیه کن به نمایش درآمد، کارگردان فیلم تحسین شده "شهر خدا" است که در سال 2004 نامزد چهار جایزه اسکار شد. ژوزه ساراماگو نویسنده کتاب "کوری" در سال 1998 برنده جایزه نوبل شد.
جولیان مور در فیلم کوری نقش اصلی را ایفا می کند. او در فیلم تنها کسی است که در شهر قدرت بینایی دارد و بقیه اهالی شهر، به دلیل ناشناخته ای نابینا هستند.
سازمان دهندگان جشنواره کن گفته اند که فیلم "دو عاشق" با بازی یواکین فونیکس و گوئینیت پالترو و "میان دیوارها" ساخته لوران کانته، کارگردان فرانسوی نیز در بخش رقابتی جشنواره کن شرکت می کنند.
ریاست هیات داوران بخش نخل طلایی جشنواره کن امسال با شون پن، بازیگر و کارگردان آمریکایی است و سرجیو کاستلیتو (بازیگر و کارگردان ایتالیایی)، ناتالی پورتمن(هنرپیشه آمریکایی)، آلفونسو کوارون (کارگردان مکزیکی) و مرجان ساتراپی (نویسنده-کارگردان ایرانی-فرانسوی پرسپولیس) و چهار نفر دیگر در آن عضویت دارند.
فاتح آکین، کارگردان ترک تبار آلمانی نیز جایزه بهترین فیلم بخشی را تقدیم می کند که به دنبال نمایش استعدادهای نو است.
شصت و یکمین جشنواره کن تا ۲۵ ماه مه در جنوب فرانسه ادامه خواهد داشت.
در بخش خارج از مسابقات، وودی آلن آخرین فیلم عشقی خود را با نام "ویکی کریستینا بارسلون" که پنه لوپه کروز و خاویر باردم، دو بازیگر مشهور اسپانیایی در آن ایفای نقش می کنند، اکران خواهد کرد.
جشنواره بین المللی کن بعد از جوایز اسکار مهم ترین رویداد سینمایی جهان قلمداد می شود و هر ساله بالغ بر ۳۳ هزار نفر برای مشارکت در برنامه های آن به جنوب فرانسه سرازیر می شوند.
جشنواره سال ۲۰۰۸ در مقایسه با سال های قبل، تعداد کمتری چهره های بزرگ سینمایی حضور خواهند داشت. سازمان دهندگان جشنواره در پاریس اعلام کردند که اغلب این افراد به خاطر ساختن فیلم های جدید نخواهند توانست در این رویداد سینمایی شرکت کنند.

Wednesday May 14, 2008

خدا رسيدن يه روز خوب رو قول داده


خدا قول نداده آسمون هميشه آبی باشه و باغ ها پوشيده از گل... قول نداده زندگی هميشه به كامت باشه ... خدا روزهای بی غصه و شادی های بدون غم و سلامت بدون درد رو هم قول نداده... خدا ساحل بی طوفان، آفتاب بی بارون و خنده های هميشگی رو قول نداده ... خدا قول نداده که تو رنج و وسوسه و اندوه رو تجربه نكنی ... خدا جاده های آسون و هموار، سفرهای بی معطلی رو قول نداده ... قول نداده کوه ها بدون صخره باشن و شيب نداشته باشن ... رود خونه ها گل آلود و عميق نباشن ... قول داده ؟ ولی خدا رسيدن يه روز خوب رو قول داده ... خدا روزی روزانه ، استراحت بعد از هركار سخت و کمک تو كارها و عشق جاودان رو قول داده . عجب روزی می شه اون روز ... پس ناملايمات زندگی رو شکر بگو و فقط از خودش کمک بگير که او جاودانه است و بس... نااميدی مثل جاده ای پر دست اندازه که از سرعت کم می کنه اما همين دست انداز نويد يه جاده صاف و وسيع رو بهت می ده ... زياد تو دست انداز نمون ... وقتی حس کردی به اون چيزی كه می خواستی نرسيدی خدا رو شکر کن چون اون می خواد تو يه زمان مناسب ترا غافلگيرت کنه و يه چيزی فراتر از خواسته الانت بهت بده.

Sunday May 11, 2008

اين منم هم ره و همراه هستي گل سرخ و خواهرخورشيد و فرزند اهورا مزدا...


بي شک مردمان عجيبي هستيم ! از يک طرف عرب ستيز ترين ملت گيتي هستيم و از طرف ديگر گذرنامه هاي تک تکمان ممهور است به مهر سفارت امارات متحده ي عربي در جواني ! از آن طرف دم زدن از وطن پرستي و تمدن 2500 ساله مان گوش فلک را کر کرده و از اين طرف به سختي توان جمع کردن يک ميليون امضا براي جلوگيري از تغيير نام خليج فارس را داريم در همان حال که به راحتي نيم ميليون پيامک در يک ساعت براي عادل فردوسي پور و برنامه اش مي فرستيم

Saturday May 10, 2008

دوست داشتنی


شعری از مارگوت بیگل با ترجمه جادویی شاملو: ساده است ستایش گلی چیدنش و از یاد بردن که گلدان را آب باید داد ساده است بهره جویی از انسانی دوست داشتنش، بی احساس عشقی او را به خود وانهادن و گفتن که دیگر نمی شناسمش ساده است لغزش های خود را شناختن با دیگران زیستن به حساب ایشان وگفتن که من این چنینم ساده است که چگونه میزیم باری زیستن سخت ساده است و پیچیده نیز هم (از کتاب همچون کوچه ئی بی انتها : ترجمه احمد شاملو)

Wednesday May 7, 2008

سودای عشق


تنها سودای من عشق بودکه عشق فتحی بزرگ استکه تاریخ را عشق برگی بزرگ استکه دوست داشتنت ، آفریدگار را دوست داشتنی بزرگ است

Wednesday May 7, 2008

صبور باش


صبور باش آن زمان که روزهای تو ره بدانجا نمي برند که بايد وقتي که حجاب ابرهای انبوه، آسمان را نهان مي دارد و راه که بر آن گام نهاده ای دشوار مي گردد و ناهموار باری، صبور باش. و چون آنچه که بر آن مي کوشي بر نمي دهد آن هنگام که گرفتگي پيشاني بر گشادگي لب فزوني مي يابد و آن لحظه که مي پنداری همه چيز فرو مي پاشد آری، صبور باش. نوميدی اگر گاه به دل نشيند، چه باک دست از طلب نبايد داشت که خورشيد همواره در آسمان است، پيوسته در جايي مي درخشد. دست فراز آر، به جان بکوش پرده های ابر بدر و پيوسته به خاطر نگهدار: هر روز به تمامي فرصتي ديگر است. تنها بردباری پيشه کن به اطمينان که بخت همواره يار تو خواهد بود. کولين مک کارتي (Collin McCarty)
Monday May 5, 2008

دنیا مثل آینه است



یکروز وقتى کارمندان به اداره رسیدند، اطلاعیه بزرگى را در تابلوى اعلانات دیدند که روى آن نوشته شده بود:
«دیروز فردى که مانع پیشرفت شما در این اداره بود درگذشت. شما را به شرکت در مراسم تشییع جنازه که ساعت ١٠ در سالن اجتماعات برگزار مى‌شود دعوت مى‌کنیم.»
در ابتدا، همه از دریافت خبر مرگ یکى از همکارانشان ناراحت مى‌شدند امّا پس از مدتى، کنجکاو مى‌شدند که بدانند کسى که مانع پیشرفت آن‌ها در اداره مى‌شده که بوده است.
این کنجکاوى، تقریباً تمام کارمندان را ساعت١٠ به سالن اجتماعات کشاند. رفته رفته که جمعیت زیاد مى‌شد هیجان هم بالا مى‌رفت. همه پیش خود فکر مى‌کردند: «این فرد چه کسى بود که مانع پیشرفت ما در اداره بود؟ به هر حال خوب شد که مرد!»
کارمندان در صفى قرار گرفتند و یکى یکى نزدیک تابوت مى‌رفتند و وقتى به درون تابوت نگاه مى‌کردند ناگهان خشکشان مى‌زد و زبانشان بند مى‌آمد.
آینه‌اى درون تابوت قرار داده شده بود و هر کس به درون تابوت نگاه مى‌کرد، تصویر خود را مى‌دید. نوشته‌اى نیز بدین مضمون در کنار آینه بود:
«تنها یک نفر وجود دارد که مى‌تواند مانع رشد شما شود و او هم کسى نیست جزء خود شما. شما تنها کسى هستید که مى‌توانید زندگى‌تان را متحوّل کنید. شما تنها کسى هستید که مى‌توانید بر روى شادى‌ها، تصورات و موفقیت‌هایتان اثر گذار باشید. شما تنها کسى هستید که مى‌توانید به خودتان کمک کنید.
زندگى شما وقتى که رئیستان، دوستانتان، والدین‌تان، شریک زندگى‌تان یا محل کارتان تغییر مى‌کند، دستخوش تغییر نمى‌شود. زندگى شما تنها فقط وقتى تغییر مى‌کند که شما تغییر کنید، باورهاى محدود کننده خود را کنار بگذارید و باور کنید که شما تنها کسى هستید که مسئول زندگى خودتان مى‌باشید.
مهم‌ترین رابطه‌اى که در زندگى مى‌توانید داشته باشید، رابطه با خودتان است.
خودتان را امتحان کنید. مواظب خودتان باشید. از مشکلات، غیرممکن‌ها و چیزهاى از دست داده نهراسید. خودتان و واقعیت‌هاى زندگى خودتان را بسازید.
دنیا مثل آینه است. انعکاس افکارى که فرد قویاً به آن‌ها اعتقاد دارد را به او باز مى‌گرداند. تفاوت‌ها در روش نگاه کردن به زندگى است.»
Sunday May 4, 2008

دعا


دعا کردم

Thursday May 1, 2008

مداد



پدر بزرگ، درباره چه مي نويسيد؟ درباره تو پسرم، اما مهمتر از آنچه مي نويسم، مدادي است که با آن مي نويسم. مي خواهم وقتي بزرگ شدي، مثل اين مداد بشوي. پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چيز خاصي در آن نديد: اما اين هم مثل بقيه مداد هايي است که ديده ام پدر بزرگ گفت: بستگي دارد چطور به آن نگاه کني، در اين مداد پنج صفت هست که اگر به دستشان بياوري ، براي تمام عمرت با دنيا به آرامش مي رسي !
صفت اول: مي تواني کارهاي بزرگ کني، اما هرگز نبايد فراموش کني که دستي وجود دارد که هر حرکت تو را هدايت مي کند. اسم اين دست خداست، او هميشه بايد تو را در مسير اراده اش حرکت دهد.
صفت دوم: بايد گاهي از آنچه مي نويسي دست بکشي و از مداد تراش استفاده کني. اين باعث مي شود مداد کمي رنج بکشد اما آخر کار، نوکش تيز تر مي شود (و اثري که از خود به جا مي گذارد ظريف تر و باريک تر) پس بدان که بايد رنج هايي را تحمل کني، چرا که اين رنج باعث مي شود انسان بهتري شوي.
صفت سوم: مداد هميشه اجازه مي دهد براي پاک کردن يک اشتباه، از پاک کن استفاده کنيم. بدان که تصحيح يک کار خطا، کار بدي نيست، در واقع براي اينکه خودت را در مسير درست نگهداري، مهم است.
صفت چهارم: چوب يا شکل خارجي مداد مهم نيست، زغالي اهميت دارد که داخل چوب است. پس هميشه مراقب باش درونت چه خبر است. و سر انجام پنجمين صفت مداد: هميشه اثري از خود به جا مي گذارد. پس بدان هر کار در زندگي ات مي کني، ردي به جا مي گذارد و سعي کن نسبت به هر کار مي کني، هشيار باشي وبداني چه مي کني
Sunday April 27, 2008

سه كودك



كاش مي شد سه چيز را از كودكان ياد بگيريم:
بي دليل شاد بودن و پاي كوبيدن*
هميشه سرگرم كار بودن و بيهوده ننشستن*
حق و خواسته خود را با تمام وجود خواستن و فرياد زدن *
Thursday April 24, 2008

خیام


این قـافـله عـمر عجب می گذرد
دریاب دمی که با طرب می گذرد
ساقی غم فردای حریفان چه خوری
پیش آر پیاله را کـه شب می گذرد گذرد
Tuesday April 22, 2008
Powered By Blogger